دامن ز تماشای جهان چیده گذشتیم

چون باد ازین باغ خزان دیده گذشتیم

رفتیم به گل چیدن و از ناله ی بلبل

از خیر گل چیده و ناچیده گذشتیم  

گامی ننهادیم که عیبی نگرفتند

از همرهی مردم سنجیده گذشتیم

بس پند که ناصح ز ره لطف به ما داد

ما گوش گران کرده و نشنیده گذشتیم

ما غنچه ی بی طالع ایام خزانیم

از شاخه دمیدیم و نخندیده گذشتیم 

از طعنه ی بی حاصلی از بس که خمیدیم

چون بید سرافکنده و رنجیده گذشتیم  

معلوم نشد هیچ ازین هستی موهوم

بی خواست رسیدیم و نفهمیده گذشتیم

از فکر به مضمون قضا ره نتوان برد

ما از سر این معنی پیچیده گذشتیم

از هیچکسی در دل کس جای نکردیم

در یاد نماندیم چو از دیده گذشتیم

زنده یاد محمد قهرمان

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

ایرانیان دو‌برابر میانگین جهانی مرغ مصرف می‌کنند

معاون وزیر جهاد کشاورزی گفت: سرانه تولید مرغ برای هر ایرانی بین 25 تا 26 کیلو است. این در حالی است که سرانه مصرف مرغ در دنیا بین 12 تا 13 کیلوگرم بوده و ایران دو برابر میانگین جهانی تولید و مصرف دارد....

تابناک ۱۱ اسفند ۱۳۹۳

پی نوشت:

ایرانیان کلا عادت دارند هر چیزی را دو برابر میانگین جهانی مصرف کنند. مشکلی هست؟!

***********

ایرانی‌ها روزانه ۱۹ میلیون پیامک جوک ارسال می‌کنند

درباره آمار ارسال پیامک در ایران ارقام متفاوتی عنوان شده اما معاونت اجتماعی نیروی انتظامی آن را در حد ۶۵ میلیون ارسال در روز می‌داند و به این ترتیب ایرانیان را در شمار بزرگ‌ترین ارسال کنندگان پیامک در جهان قرار می‌دهد. با این حال آمار ارسال پیامک بر حسب ایام سال و یا اتفاقات تغییر می‌کند و برای مثال در فاصله آخرین روز اسفند سال گذشته تا اولین روز سال ۱۳۹۳ بیش از ۲. ۵ میلیارد پیامک ارسال شده است....

تابناک 11 اسفند 93

پی نوشت:

یعنی 19 میلیون نفر جمعیت بیکار در این کشور هست؟ آمار بیکاری چقدر بالا رفته! چرا مسئولین رسیدگی نمی کنند؟!

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

بعضی آدمها به کتاب تاریخ می مانند. علیرغم آنکه چند جلد حرف می زنند ولی بیشتر از چند صفحه واقعیت ندارند، آن هم معلوم نیست کدامیک از صفحاتشان !

+ نوشته شده در شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

عقلانیت، تفکر و اندیشمندانه زیستن هنری است که خداوند فقط به کسانی که شایستگی سجده فرشتگان را داشتند عطا کرده است و این هنر به همه کسانی که روی دو پا راه می روند داده نشده است.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

همه پولدارها ثروتمند نیستند، که اگر بودند مثل گداها زندگی نمی کردند، و همه آدمهایی که در خیابان راه می روند نیز عاقل نیستند که اگر بودند همچون احمقها نمی اندیشیدند و چون دیوانگان رفتار نمی کردند.

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

واقعیت های زندگی: 

وکیل ها امیدوارن تو دردسر بیفتی
دکترا امیدوارن مریض بشی
پلیسا امیدوارن یه جرمی بکنی
صاحبخونه ها امیدوارن تو هیچ وقت خونه نخری
دندانپزشکا امیدوارن دندونات فاسد بشن
مکانیکا امیدوارن ماشینت خراب بشه  

 
موسسات کفن و دفن امیدوارن بمیری
 رستورانها امیدوارن همیشه گرسنه باشی ...  

.

فقط دزدا واست یه زندگی خوب و پربار و موفق و با برکت آرزو می کنن

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

انسانی که در اثر تفکر مستمر هر از گاهی کاخ باورهایش به هم نریزد و آنها را پالایش نکرده و به یقین و باوری تازه تر نرسد او را نمی توان  انسانی هوشمند و حتی نمی توان  انسانی زنده نامید. 

 22/11/93

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

یك امروز، ارزشِ دو فردا را دارد. 

بنجامین فرانكلین

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

* غلامعلی رجایی
این‌ روزها اصلا حال روحی‌ام خوب نیست. دلیل آن هم خبرهای بدی است که خوانده و می‌خوانم. کاش می‌شد مدتی نه خبری دید و نه خبری خواند. تازه این خبرهای علنی است خبرهای بد غیرعلنی که به‌دلیل موقعیت شغلی و ارتباطی‌ام شنیده و می‌شوم، بماند. در خبرها خواندم:  آقای سیدحمید روحانی (زیارتی) که به‌دلیل سال‌ها مقارنتش با امام در نجف از او توقع انصاف می‌رفت و چون دستی در تاریخ‌نگاری انقلاب داشته و دارد، لابد باید بداند حداقل پایه این کار انصاف و پرهیز از دخالت نظر شخصی در قضاوت و داوری است، پس از نطق اخیر دکترعلی مطهری در مجلس، در بیانی تکان‌دهنده و سست ادعا کرده: «علت اینگونه سخن گفتن و موضع گرفتن آقای علی مطهری این است که وی از اینکه پدرش بعد از امام زنده نمانده تا رهبر بشود و او به‌جایی برسد، چون به‌جایی نرسید، عقده دارد!»
سال‌ها قبل، شبی دوستی مرا به استخری در خیابان مقدس اردبیلی دعوت کرد. در بدو ورود به استخر، سیدحمید روحانی را دیدم. با هم خوش‌وبشی کردیم. تا مرا دید، گفت: «در باره نقل‌قولت درباره دکترشریعتی جوابت را در مجله ١٥خرداد داده‌ام.» گفتم: ندیده‌ام می‌بینم. منظورش نقلی بود که من از قول آقای سیدمحمود دعایی نوشته بودم که امام پس از درگذشت مرحوم دکترشریعتی تاسف خورده است!
سیدحمید روحانی می‌گفت این نقل‌قول را قبول ندارم. در اثبات نقل‌قول آقای دعایی از امام خیلی حرف و دلیل داشتم ولی در راه پله ورودی استخر جای این بحث‌ها نبود. درعین‌حال فرصت را غنیمت شمرده و به او گفتم: «در جلد دوم کتاب نهضت امام‌خمینی نوشته‌ای، اگر دکتر شریعتی زنده می‌ماند، حتما رودرروی امام می‌ایستاد!‌!» بعد به او گفتم: «اگر روز قیامت دکترشریعتی جلویت بایستد و یقه‌ات را بگیرد و بگوید: سید اولاد پیغمبر! من که در سال ٥٦ از دنیا رفتم، تو از کجا و چگونه این را کشف کردی که اگر زنده می‌ماندم رودرروی آقای خمینی می‌ایستادم؟ چه جوابی داری؟
بهت‌زده گفت: من چنین نوشته‌ام؟ گفتم: بله و اضافه کردم بهتر است کتابت را یک‌بار دیگر بخوانی!»  بهت آقای روحانی وقتی بیشتر شد که به او گفتم: «شما در همین کتاب گفته‌ای: دکترشریعتی حسینیه ارشاد را بنا کرد تا به تقلید از روشنفکران غربی که در قضیه اسکولاستیک- تاسیس مدارس جدید- تلاش کردند کلیساها را از رونق بیندازند، مساجد را از رونق بیندازد!!»
به او گفتم: «برادرجان، آخر این چه قضاوت نادرست و غلطی است؟ حسینیه ارشاد را، نه شریعتی که مرحوم پدر شریعتی هم بنا نکرد! تاسیس حسینیه ارشاد، کار مرحوم همایون و میناچی و مطهری بود و بعد این شهید ابتدا از مرحوم پدر دکتر و سپس از خود دکتر برای سخنرانی دعوت کرد!!»
عجب زمانه‌ای شده است! بهترین جمله‌ای که برای ختامه این درددل به‌ذهنم رسید، عبارت زیبای خود دکترشریعتی است که دردمندانه زبان به شکوه می‌گشود و می‌گفت: «خدایا آنان‌که باید بنوازند می‌زنند!»
از آقای روحانی به‌دلیل هم‌نفسی‌اش با امام و سیادت و عمامه‌ای که بر سرنهاده است توقع نواختن امثال دکترمطهری اگر نباشد -که هست- چرا می‌زند! دهه هفتاد عمر است و موسم سرازیری به خانه‌ای که با سر در آن سرازیر می‌شود. بعضی‌ها با اینگونه حرف‌زدن‌های غیرمنصفانه درباره دیگران چه بد توشه‌ای با خود می‌برند!  دکترعلی مطهری در تاریخ این کشور به‌عنوان یک آزاده باقی خواهد ماند و اینگونه درباره او حرف‌زدن، وی را نزد مردم محترم‌تر و محبوب‌تر خواهد نمود.
سایت انتخاب 16 بهمن 93
پی نوشت:
قل اعوذ برب الناس...
پناه می برم به خدا
 جناب آقای رجایی! خیلی ها در این کشور سالهاست که حالشان خوب نیست و با شما همدرد و همنوایند. خیلی ها از این همه بی اخلاقی و جهالت و کینه توزی و عنادورزی ها و اغراض نفسانی در سخن ها و گفتارها و نوشتارها و قضاوتها رنج می برند اما افسوس که چه می توان کرد؟ هیچ! 
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل ...
البته همیشه عده ای از مردم و دوستان شفیق دلسوزانه انسان را از این مقولات برحذر می دارند و سخنانی از این قبیل را یک مشت حرفهای بی حاصل و اعصاب خرد کن و دعواهای سیاسی و صنفی و جناحی دانسته و از سر دلسوزی و خیرخواهی به آدم اندرز می دهند که :مرد حسابی! مگر مغز مفت و اعصاب زیادی داری که می روی در فاز سیاست و روح و روانت را خرد و خاکشیر می کنی.
اما به پیر و پیغمبر قسم که در اینجا اصلا بحث سیاست و سیاست ورزی نیست. سخن بر سر دین و اخلاق ملتی بینوا است که به تاراج می رود و یاری کننده ای نیست که آن را یاری کند. بحث بر سر اخلاق و ارزشهایی است که تمدن غرب چند صد سال است می خواهد آن را از چنگ ما برباید اما نتوانسته است ولی ما خودمان داریم آن را بر باد می دهیم.  
بر اهل دیانت و بصیرت پوشیده نیست که سخنان شخصی مثل حمید روحانی حرفها و شعارهای سیاسی یک بچه احساساتی و یک جوان لایعقل در وصف فلان و بهمان نیست که قابل اغماض باشد. بلکه سخنان تندی از این قیبل سرانجامش سقوط یک ملت و سقوط یک فرهنگ و سقوط اخلاق و تقوی و تشرع و دیانت در این کشور کهن و این سرزمین مسلمان است. بحث بر سر خانه ای است که از پای بست دارد ویران می شود. سخن بر سر عدم تقوی و الگوهای نامناسبی است که به ملت و جوانان ما نیز سرایت کرده و آنها را دارد از اخلاق تهی می کند. بحث بر سر گندیدن نمکی است که دلمان را به آنها خوش کرده ایم که ما را از گندیدن نجات دهد... بحث بر سر این است که باید در عصر آخرالزمان پناه ببریم به خدا از شر نفس اماره. پناه ببریم به خدا از جهالت و هوا پرستی و افراط و تفریط. پناه ببریم به خدا از شر نیش های زبان و قلم هایمان . به خدا پناه ببریم از شر شیطان....
قل اعوذ برب الفلق...
+ نوشته شده در شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

کلاسهای آموزش کنکور مدرسان ظریف

نمونه سوالات کارشناسی ارشد رشته های جامعه شناسی ادبیات اقتصاد ریاضی و غیره

الف . گزینه صحیح را علامت بزنید 

 توانا بود هر که .... 

1. قلدر بود 

2. پولدار بود

3. نادان بود 

4. هر سه گزینه صحیح است 

 

ب‌. از دیدگاه آدام اسمیت، برای ریشه کن کردن فساد و اختلاس در کشور گزینه درست کدام است؟

1. کلیه بانکها را تعطیل کرده و شرکتها را  پلمپ نماییم

2. همه کارکنان و کارمندان را روزی سه بار سمپاشی و استرلیزه کنیم

3. روی دیوار شرکتها بنویسیم« در این مکان دزدی و اختلاس اکیدا ممنوع است حتی شما دوست عزیز و مدیر گرامی !»

4. دزدی و اختلاس را آزاد کنیم  

 

 ج . برای پیشگیری از طلاق و کنترل آن در کشور کدام گزینه صحیح است؟

1. زن و شوهر را در محضر به یکدیگر منگنه کرده و با چسب دوقلو آنها را به همدیگر بچسبانیم.

2. مهریه را از ازدواج ها حذف نماییم

3. از ازدواج جوانها کلا جلوگیری کنیم

4. روی دفترچه های عقد و ازدواج بنویسیم« لعنت بر پدر و مادر کسی که بخواهد از همسرش طلاق بگیرد.»

 

د. از نظر علم روانشناسی بزرگترین مشکل همسران در زندگی مشترک کدام است؟

    1. اعتیاد همسران و رفیق ناباب

  2.  دماغ همسران

  3. خود همسران

  4. مدرک کارشناسی نداشتن همسران به اضافه موارد بالا

ادامه سوالات در جلسه بعد...

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

گلزاری معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان:

سالانه 45 هزار زن طلاق می گیرند.

ایسنا 6 بهمن 93

***********

پی نوشت جامعه شناسانه:

خدا را شکر که فقط 45 هزار نفر طلاق می گیرند اگر 46 هزار نفر بودند خیلی نگران کننده می شد!

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

من وقت را هدر دادم و اکنون اوست که مرا هدر می­دهد.

ویلیام شکسپیر

+ نوشته شده در دوشنبه ششم بهمن ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

شيخ با مريدان به باغي رفتندي و تابلوهايي بديدندي  بر آنها مکتوب گردیده: قليان ممنوع، سگ ممنوع، موسيقي ممنوع، رقص ممنوع، بی حجابی ممنوع، آب بازي ممنوع، بادبادك بازي ممنوع، دوچرخه سواري زنان ممنوع... ؛

 شيخ به مريدان بفرمودندي: حمد خدای تعالی بجای آورید و شكر گزار باشید كه "دزدى و اختلاس" را آزاد گذاشتندي!

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

انسانهای خوشبین و بدبین هردو برای جامعه مفید هستند ،خوشبین هواپیما را اختراع میکند و بدبین چتر نجات را !!

جرج برناردشاو

+ نوشته شده در شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

در آینده می خواهید چکاره بشوید؟

به نام خدا

من می خواهم در آینده بازیگر یا فوتبالیست بشوم و گاهی هم دوست دارم خواننده بشوم و اگر هیچکدام نشد حداقل دکتر یا آدم پولدار بشوم که بتوانم صد هزار میلیارد تومن اختلاس بکنم. زیرا که بر همه واضح و مبرهن است که بازیگر و فوتبالیست خیلی مهم است. خواننده هم خیلی مهم است. اما دکتر و اختلاس هم  خیلی مهم است. برای اینکه اگر فوتبالیست بشوم همیشه می توانم هر جا بروم وهرچقدر بخواهم پول بگیرم و موهایم را هرجور سیخکی بزنم و می توانم مثل آن فوتبالیست که بلوتوثش در گوشی  برادر نقد علی بود انگشتم را هر کجای آدمها که دلم خواست فرو بکنم و کسی هم جرئت نمی کند به من حرف بزند و می توانم به مربی و داور هر چقدر می خواهم فحش بدهم. دیگر سر مربی مثل ناظم نمی تواند با خط کش بالای سرم بایستد و بگوید گوساله!

اگر خواننده و بازیگر بشوم همه جا مشهور می شوم و هر جور لباس پاره و پوره بپوشم دیگر مردم به من نمی خندند و تازه به لباس من نگاه می کنند و خوششان می آید و همه به دماغ من نگاه می کنند و می گویند دماغش را ببین چقدر خوشگل است! 

نقد علی می گوید خوش به حال فوتبالیستها و بازیگرها که مجبور نیستند کتاب بخوانند و سواد یاد بگیرند. بابای آنها بهشان نمی گوید برو درس بخوان حمال! چونکه آنها هر کار می کنند مردم تعریف می کنند ولی ما هر کار می کنیم می گویند زشت است حسن. نباید این کار را بکنی حسن!

اگر دکتر بشوم می توانم دندانهای مادرم را که درد می کنند درست کنم وتازه می توانم هرچقدر دوست داشته باشم از مردم پول بگیرم و کسی دستگیرم نمی کند. بابای نقد علی دندانش را درست کرد چند میلیون تومن پول به دکتر داد. حتی از اختلاس هم بیشتر پول در می آورند.

بابای ما می گوید کار کردن که عار نیست. باید از راه حلال نان در بیاوری. بابای ما همیشه این شعر را می خواند برو کار میکن مگو چیست کار. من نمی دانم نان حلال چه جوری است و از کجا درمی آورند ولی اگر بزرگ بشوم حتما راهش را یاد می گیرم. اصلا می روم پیش عموی نقدعلی که چند تا مغازه و خیلی دلار دارد می گویم راه نان درآوردن از راه حلال را به من یاد بده و آنوقت من هم خیلی پولدار می شوم.

پایان

این بود انشای ما

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

روزی كه بشر كاملاً به نادانی خود پی برد، به موفقیت بزرگی دست یافته است؛ زیرا دانش در این دنیا چیزی جز پی بردن به نادانی نیست.

موریس مترلینگ

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

عجیب است که گوش بشر در مقابل نصیحت کر می شود ولی نسبت به چاپلوسی شنوا .

ویلیام شکسپیر

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

در قصص العلماء آمده است كه يكى از علما در كنار مرقد حضرت ابا عبد الله عليه السلام در كربلا، به شخصى برخورد كرد كه تسبيحى به دست گرفته بود و مرتب و پشت سر هم مى گفت : اللهم العن ارسطو... اللهم العن افلاطون ، اللهم العن سقراط ...!! اين عالم سوال كرد كه چرا شما اينها را لعن مى كنيد؟

گفت : نمى دانى آقا، اينها قائل به وحدت واجب الوجود بوده اند!! عالم فرمود: اين كه اعتقاد باطلى نيست، بنده هم قائل به وحدت واجب الوجود هستم! آن مرد پرسيد: اسمت چيست؟

فرمود: ملا محراب !

مرد بلافاصله با صدای بلند شروع كرد: اللهم العن ملا محراب اللهم العن ارسطو...!! 

پی نوشت:

با تاسی به سنت حسنه فوق الذکر و وجوب لعن و نفرین بر دشمنان و قائلین به وحدت واجب الوجود!! بدینوسیله به اطلاع امت شهید پرور می رساند که با عنایت به نطق روز یکشنبه آقای علی مطهری نماینده خود فروخته و خودباخته و ساده لوح و ناآگاه و ناجور و نالوطی و ضد دین و ضد میهن و ضد انقلاب و ضد بشریت و ضد ملی و خیلی ضدهای دیگر! و اظهار نظر ایشان در مورد معقولات و برخی مسایل سیاسی مملکت! و به خاطر اینکه ایشان گفته است « اگر بخواهیم 9 دی را مظهر تفرقه میان ملت قرار دهیم دیگر یوم الله نخواهد بود بلکه یوم الشیطان خواهد بود.»  بعد از این واجب است! روزی صد مرتبه با صدای بلند گفته شود: مرگ بر آمریکا مرگ بر شوروی مرگ بر اسراییل مرگ بر ضد ولایت فقیه مرگ بر علی مطهری ...!

در ضمن از کلیه نمایندگان متعهد و جان برکف و فرهیخته و فرزانه و فرهنگ دوست و فراجناحی و غیره! که با نثار فحش و فضیحت و متلک و مشت و لگد حال آقای مطهری را گرفتند و این عنصر معلوم الحال را به جای خود نشاندند اساسی تشکر می کنیم و به آنان خسته نباشید عرض می نماییم.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

گشتی در تاریخ ادبیات سیاسی ایران

بچه که بودم به من آموختند

فحش نباید بدهی گوسفند!

 .... فحاشی، ناسزا گفتن و دشنام دادن نه تنها در فرهنگ اسلامی و ایرانی بلکه در غالب فرهنگ های ملل مختلف جهان امری مذموم و ناپسند است. در همه خانواده ها هم مرسوم است وقتی کودکی فحش یا حرف زشتی بر زبان می آورد آن را تقبیح و حتی کودک را تنبیه می کنند یا به هر روشی سعی می کنند او را از تکرار آن حرف بازبدارند و قبح آن را به او بفهمانند. در فرهنگ اسلام نیز ناسزا گفتن مورد تقبیح قرار گرفته همچنانکه در حدیثی از امام علي عليه السلام آمده است: اَلْفُحْشُ وَالتَّفَحُّشُ لَيْسا مِنَ الاْسْلامِ. (فحش دادن و ناسزا گويى به يكديگر از (فرهنگ) اسلام نيست.) حالا اگر این کار(فحاشی و ناسزا گفتن) از سوی افراد بالغ یا کسانی سر بزند که مسوولیتی در کشور دارند یا مخاطبانی دارند که آنها را الگوی خود قرار می دهند، قطعا هیچ توجیهی نخواهد داشت.

پارسینه در گزارشی ده مورد از فحش و ناسزاگویی چهره های مطرح سیاسی کشور را بازنشر داده به این امید که سیاسیون کشور ملاحظه و مراقبه بیشتری در کلام و گفتارشان به خرج دهند و عرصه سیاسی کشور از این امر مذموم و ناپسند مبرا شود:

1.حسن روحانی رییس جمهور در روز بیستم مرداد ماه سال جاری در جمع سفرای ایران در کشورهای خارجی از «مذاکره‌هراس»ها انتقاد کرد و گفت: یک عده به ظاهر شعار می‌دهند ولی بزدل سیاسی هستند و تا حرف مذاکره پیش می‌آید می‌گویند ما می‌لرزیم. به جهنم؛ بروید یک جای گرم برای خود پیدا کنید. خداوند شما را ترسو و لرزان آفریده است.

2.احمدی نژاد رییس دولت های نهم و دهم هم در جلسه علنی 24 اسفند 90 مجلس خطاب به نمایندگان که برای اولین بار سوال از رییس جمهور را مطرح کرده بودند، گفت: اگر شما يك ذره از 20 كمتر بدهيد، اين بي‌معرفتي، نامردي و بی انصافی است. او همچنین در سومین سفر استانی خود به اصفهان از آمریکا به عنوان یک «چهارپای در گل گیر کرده در باتلاق منطقه» یاد کرد و گفت: ریگان و وزیر خارجه آمریکا بی شعورهای عالمند. احمدی نژاد در فروردین 89 در جمع مردم آذربایجان غربی هم خطاب به اوباما گفت: گنده تر و گردن کلفت تر از تو هم نتوانست غلطی بکند. همچنین در سال 91 فیلمی با کیفیت پایین از احمدی نژاد در سفر نیویورک منتشر شد. در این فیلم او در پاسخ به سوال خبرنگار بی بی سی که گفت در مجلس پرسیدند چرا برای 160 نفر ویزا گرفتید، لفظی نامشخص به کار برد که برخی گفتند فحش به مجلس بوده و برخی هم گفتند گفته "اوه اوه"!

3.احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران هم در خطبه های نماز جمعه تهران یک بار عربستان را عقده ای و بار دیگر آمریکا را گاو بی عقل خوانده بود.

4.سید احمد علم الهدی، امام جمعهٔ مشهد هم که اظهارات جنجال برانگیز او در بسیاری از سخنرانی هایش چیز تازه ای نیست، به عنوان سخنران راهپیمایی 9 دی در سال 88 گفت: مردم ولایت فقیه را حاکم کردند آن وقت یک مشت گوساله بزغاله بیایند مقابل چشم مردم به اصل ولایت فقیه توهین کنند؟

5.حمید روحانی، مؤسس و رییس بنیاد تاریخ پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی هم چند ماه گذشته در نامه ای خطاب به مطهری، او را تشبیه به الاغ کرد. البته علی مطهری در پاسخ به او گفت: با تشبیه تلویحی این بنده به الاغ، باعث ارتقای رتبه اینجانب در کمالات وجودی و شاید توهین به الاغ شده‌اند.

6.فاطمه رجبی، همسر غلامحسین الهام و نویسنده کتاب احمدی‌نژاد، معجزهٔ هزاره سوم در اظهارنظرهای جداگانه ای میر حسین موسوی را ضد انسان و فحاش، خاتمی را تروریست و آدمکش و زهرا رهنورد و عفت مرعشی(همسر هاشمی رفسنجانی) را زنان فرتوت خوانده بود.

7.جعفر شجونی عضو جامعه روحانیت مبارز هم از دیگر افرادی است که در سخنرانی ها و مصاحبه هایش از ادبیات خاص خود بهره می برد. او در بهمن سال 88 در یک برنامهٔ تلویزیونی روزنامه نگاران و فعالان سیاسی مخالف دولت را «جاسوس غرب» نامید و از الفاظی چون «سگ»، «خر»، «احمق»، «مزدور»، «عمامه به سر بی‌عقل»، «لات» و... برای نام بردن از منافقین، نمایندگان ادوار مختلف مجلس، روسای جمهور پیشین، مراجع تقلید مخالف دولت و معترضان استفاده کرد. شجونی همچنین موسوی، کروبی و خاتمی را میکروب های سیاسی و مثلث شوم نامیده بود.

8.مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت که در دوره اول مجلس به عنوان نماینده مردم تهران انتخاب شده بود در مجلس در پاسخ به انتقادهای یکی از خانم های نماینده گفته بود: اون که به ما .. بود کلاغ ... دریده بود!

9.هادی غفاری از انقلابیون دهه 60 و نماينده دوره هاي اول تا سوم مجلس هم به گفته خودش یکبار به محمود احمدی نژاد گفته بود: «لعنت بر پدرت» او در بیان این خاطره می گوید: من سال 64 و 65 دعوای تندی را با احمدی نژاد کردم، در اوج جنگ. آن زمان این آقا در دانشگاه علم و صنعت دانشجو بود. اقای میرحسین موسوی نخست وزیر بود، من برای سخنرانی در دانشگاه علم و صنعت دعوت شده بودم، یک باندی که همه کنار هم نشسته بودند، یک آخوندی هم بین آنها بود، این باند علیه موسوی شعارهای تندی می دادند، یک آقایی بلند شد یک نسبتی به آقای میرحسین موسوی داد، من گفتم اگر راست می گویی بر پدرت لعنت. گفت با پدرم چه کار داری؟ گفتم اتفاقا من به پدرت لعنت نفرستادم چون می دانم دروغ می گویی. من آن زمان نمی دانستم که او احمدی نژاد است!

10.حاج منصور ارضی از مداحان سرشناس کشور هم که به کرات در خلال مجالس مختلف روضه از ادبیات خاصی استفاده می کند در سخنرانی های جداگانه ای قالیباف را به عمر سعد تشبیه کرده بود، به هاشم آقاجری گفته بود حرام زاده، مشایی را با سلمان رشدی مقایسه کرده و به هاشمی رفسنجانی گفته بود پیر کفتار و برایش آرزوی مرگ کرده بود. سایت پارسینه 13 دی 93

پی نوشت:

الناس علی دین ملوکهم. اگر دنبال علت اصلی خشونت طلبی و ناهنجاریها و مشکلات روانی جامعه می گردید لازم نیست جای دوری بروید. یک روز پای سخنان مسئولین و مثلا نخبگان و بزرگان این مملکت بنشینید همه چیز دستگیرتان می شود.

امیدوارم روزی بیاید که همه بر ابلیس نفس مان مسلط شویم.

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

 
بچه که بودم به من آموختند

فحش نباید بدهی گوسفند

 

بی ادبی بوده از این خانه دور

حرف رکیکی نزنی بی شعور

 

بچه ی همسایه به من فحش داد

پند پدر مادرم آمد به یاد

 

بر دهنش مشت ادب کوفتم

البته با غیظ و غضب کوفتم

 

شب که پدر قصه ما را شنید

نوبت آموزه دوم رسید

 

پای مرا بست به یک ریسمان

بر کفل و بر کف پایم زنان

 

گفت نباید به کسی زور گفت

من چه کنم با توی گردن کلفت

 

بچه که بودم پدرم یاد داد

عشق بورزم به نبات و جماد

 

عشق به سوراخ ازن فی المثل

عشق به بوی خوش زیر بغل

 

عشق به انسان و طبیعت ، گیاه

عشق به ارتش به بسیج و سپاه

 

عشق به هم نوع ولو دشمنت

عشق به هر کس شده ، حتی زنت

 

عشق به مفرد به مثنی به جمع

عشق به اینها که رساندم به سمع

 

تربیتم سیر صعودی گرفت

هیکل من رشد عمودی گرفت

 

ریش و سبیلی به هم آمیختم

زشت شدم تیغ زدم ریختم

 

ریختم از صورت خود پشم را

باز عیان کرد پدر خشم را

 

فرصت اندرز و نصیحت نبود

چاره به جز فحش و فضیحت نبود

 

گفت: پسر ریش تراشیده ای ؟

نفله مگر دختر ترشیده ای!

 

کافر حربی شده ای ظاهرا

قرتی و غربی شده ای ظاهرا

 

بر سر این صورت صافت مباد

مورچه ای می بکند بکس باد

 

صورت سیرابی و بی ریش تو

عین حرام است و نجس ، دور شو

 

تا نشدی مومن و اهل ثواب

زیر پل و روی مقوا بخواب

 

رفتم و ریشم که به زانو رسید

برگشتم نزد پدر رو سپید

 

دید که تی شرت به تن کرده ام

پارچه ای زرت به تن کرده ام

 

گفت: مگر پارچه کم داشتی؟

لخت و پتی آمده ای آشتی

 

این که شمایی پسر بنده نیست

کسوت کفار برازنده نیست

 

پیرهن و دکمه ی تقوات کو؟

سبحه و انگشتر و اینهات کو؟

 

هیزم دوزخ شده ای نره خر؟

زود برو پیرهنی نو بخر

 

مختصری بود ز بسیارها

این همه مشتی ست ز خروارها

 

منحنی تربیتم رشد کرد

حیثیت و شخصیتم رشد کرد

 

حاصل این شیوه ارزنده ، من

این من خوش ذوق ولی بد دهن!

  سعید نوری

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

مطالب قدیمی‌تر