اندر فوايد وبلاگ نويسي و باقي قضايا...!!
معلم توي كلاس گفت : بچه های عزيز! در درس گذشته با بعضي از فوايدي كه
گاوها براي ما دارند آشنا شديم و فهميديم كه ما از گوشت گاو واز شير آن استفاده
ميكنيم و همچنين از پوست آن براي دوختن لباس و كفش استفاده ميكنيم . خوب
جاويد كوچولو تو بگو ببينم گاوها چه فايده ديگه اي براي ما دارند ؟
جاويد گفت : آقا اجازه ! فايده ديگه گاو اينه كه وقتي مشقامونو نمي نويسيم شما به
ما مي گيد گاو !!!
حالا ديگر فكر ميكنم كه برهمگان واضح ومبرهن است كه وبلاگها براي ما انسانها
فوايد عديده واستفاده هاي گوناگوني دارند . ما از گوشت وبلاگها براي تغذيه و از
پشم آنها براي تهيه پوشاك استفاده ميكنيم !!! همچنين از ديگر فوايد وبلاگها آن است
كه ما ميتوانيم از اين طريق به هر كس كه بخواهيم پيام بدهيم ومقاله بنويسيم و
اطلاع رساني نموده و همينجوري هر چي دلمان خواست بنويسيم و به هيچ كس هم
ربطي ندارد ! پس بدينوسيله من اعلام ميكنم كه : اوهوي بي شعور الاغ !( بوش و
استكبار جهاني را مي گويم ) به تو چه ربطي دارد كه ما ميخواهيم بمب هسته اي
بسازيم ؟ مگه تو فضولي ؟ ! مگه تو خودت خواهر مادر نداري ؟!چكار به ما داري
احمق !!! اصلا ما مي خواهيم همه دنيارو نا بود كنيم به تو چه!! مگه تو وكيل
وصي مردم دنيايي؟!!
آهاي آرش بي معرفت ! چرا اون ده هزار تومن كه يه ماهه از من قرض گرفتي
نمياري پس بدي ؟ خوبه اين دفعه كه اومدي ازم پول بگيري بهت بگم ندارم ؟!!!!
مادر زن گرامي و دوست داشتني ! به خدا من دوستت دارم من اون حرفها رو
پشت سرت نزدم . همش زير سر اين نرگس ذليل مرده اس ! داره موش مي دوونه
كه زندگي ما رو ازهم بپاشه به جون بابام اينا راست ميگم !!
آهاي مارمولك موذي !!! ( با شما نبودم بابا ! با اون همكار بد جنسم هستم كه همش
جلوي من دولا و راست ميشه ولي وقتي پيش رييسمون ميره زيراب منو ميزنه !! )
آهاي مارمولك پاتو از تو كفش من بكش بيرون وگرنه هر چي ديدي از چشم خودت
ديدي !!!!
مهسا جون آخه چرا با من اينكارو ميكني چرا دلمو شكستي ؟ اگه می دونستی چقدر
دوست دارم هيچوقت دلمو اينجور نمي شكستي .! مي دونستم عشق يه دروغه ولي
فكر نميكردم ديگه اينقدر !!!! باشه دلمو شكستي خدا دلتو نشكنه ولي باور كن من
بدون تو اصلا خواب و خوراك ندارم اصلا ديگه زندگي برام بي معني شده چه
جوري بگم باور كني ؟!!!!!
خدا حافظ همين حالا به شرطي كه بفهمي تر شده چشمام !!
اه اه اه چه لوس!!!!!! خودمم حالم به هم خورد!!!!!
آهاي حسني ! اگه يه بار ديگه بچه منو بزني يه بلايي سرت ميارم كه تو داستانها
بنويسن شير فهم شد ؟؟؟!!!
آهاي بچه پر رو!! چرا به دختر مردم متلك ميگي ؟ مگه تو شعور نداري ؟ خوبه
يكي به خواهر مادر خودت متلك بندازه ؟!!!
آهاي نسناس ! تو چرا حق مردمو مي خوري يه آب خنك هم روش ! خيال ميكني
خيلي زرنگي ؟؟ دزدي آخر و عاقبت نداره بد بخت !!!
آخه مادر! چرا اين قرصاي منو از روي ميز كامپيوترم بر ميداري ؟ تو نمي دوني
من يه دفعه قاطي ....
شب بخير . برم ببينم اين قرصام كجاست !!
+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 و ساعت
|