علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی:

بی حیایی و بی ادبی سیاستمداران موجب آشفته شدن جامعه می‌شود... مشاجرات سیاسی امروز کشور تعجب آور است

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب 2/6/93

پی نوشت:

ناراحت نباش برادر عزیز! بی حیایی و بی ادبی های سیاستمداران مان خیلی هم چیز بدی نیست. اگر مثل لقمان حکیم عمل کنیم از آنها کلی ادب یاد می گیریم!

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعت توسط محمد غلامی |

لاریجانی: بیکاری و تورم درد بزرگی است!

رئیس مجلس با بیان اینکه بیکاری و تورم درد بزرگی برای کشور است... گفت: سیاست‌های اصل ۴۴ به درستی اجرا نمی‌شود.

سایت تابناک ۲ شهريور ۱۳۹۳

پی نوشت:

من میگویم این سخنان ریاست محترم مجلس بعد از کشف جاذبه زمین توسط نیوتن و بعد از اختراع سوت بلبلی توسط ادیسون! بزرگترین کشف بشری است، ولی اسکندر می گوید نه! 

 مریض است این بی سواد معلوم الحال! می خواهد کشفیات رییس مجلس را ببرد زیر سوال!

+ نوشته شده در دوشنبه سوم شهریور 1393ساعت توسط محمد غلامی |

 سیمین بعد از سیمین

 دو سال و نیم پیش، سیمین دانشور بانوی ادیب و نویسنده معاصر از این جهان پرکشید و امروز سیمین بهبهانی غزل بانوی شعر معاصر  به جهان دیگر کوچید تا روزگار غدار بار دیگر به همه گوشزد نماید که:

افسوس که افسانه سرایان همه خفتند

اندوه که اندوه گساران همه رفتند...

باز سیمینی رفت تا زرین قلمان بنشینند و در سوگش مرثیه بسرایند و برای عمرهای رفته و عزیزان از دست رفته و قدرناشناسی ها و ناسپاسی ها قصه ها بنویسند و حکایتها بنگارند و همه را به رعایت عدل و انصاف و ادب و اخلاق و فضایل توصیه نمایند.

خدایشان بیامرزد و بر ما نیز رحمت آورد. آمین رب العالمین

نیامدی که فلک خوشه خوشه پروین داشت

کنون که دست سحر دانه دانه چید بیا...

سیمین بهبهانی

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393ساعت توسط محمد غلامی |

از حکیمی پرسیدند: چرا به کسی که دشنامت می دهد دشنام نمی دهی؟
با خنده جواب داد: آیا حکیمانه است سگی را که گازت گرفته است گاز بگیری؟

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393ساعت توسط محمد غلامی |

بیچاره ملتی که صدا و سیمای ملی آن به جای اینکه مردم را به ساده زیستی و قناعت و تولید بیشتر و مصرف کمتر تشویق نماید، در تیزرهای تبلیغاتی اش به ملت قهرمان تفهیم می نماید که، ماهیتابه و قابلمه و کاسه بشقابهایتان کهنه و دمده شده است و آشپزخانه تان را بدنما کرده است، پس چند صد هزار تومان پول زبان بسته تان را به ما بدهید تا یک دست قابلمه و کاسه بشقاب، از آنهایی که ما می پسندیم به در خانه شما بیاوریم و حالش را ببرید... !  

شور بخت ملتی که رسانه ملی آن، ( که قرار بوده مثلا دانشگاه آدم سازی باشد) به جای اینکه به مردم بگوید؛ نه همین لباس زیباست نشان آدمیت... و به همه تفهیم کند که به خاطر ظاهر بدنتان احساس حقارت نکنید و بیش از شکم و گیس و ابرو و دماغ خود، به فکر زیباسازی باطن خود و شکوفایی استعدادهای درونتان باشید، به همه اعلام می کند که، قطر شکم و درازی موهایتان نشانه شخصیت شماست، پس دراز و کوتاهی تان را به ما بسپارید و چند میلیون تومان پول ناقابل خود را به ما بدهید تا اندازه مو و شکم و بینی تان را درست کنیم تا شخصیت پیدا کنید !!

 بدبخت ملتی که شرکتهای مخابراتی آن به هر حیله و ترفند و راست و دروغ و وعده و وعیدی متوسل می شود و هر روز هزار تا در باغ سبز نشان می دهد تا به شماره آنها اس ام اس بفرستی و هر روز میلیاردها تومان از جیب مبارک شما را به جیب خود سرازیر نماید و به ریش این ملت بخندد و بشکن بزند ...

چنین ملتی چگونه می تواند احساس حقارت نکند و بر نداشته های خود تاسف نخورد و بر دیگران حسادت نورزد ...؟!

+ نوشته شده در شنبه هجدهم مرداد 1393ساعت توسط محمد غلامی |

بذرپاش نماینده مجلس: عده ای سعی نکنند مجلس را وکیل الدوله کنند زیرا در این صورت از مجلس چیزی باقی نمانده و بی خاصیت می شود.

خبرگزاری مهر11/5/93

پی نوشت: وکیل الدوله بودن اصولا واساسا چیز خوبی نیست و مجلس را بی خاصیت می کند مگر اینکه دولت، دولت احمدی نژاد باشد!

*************

مصرف بنزین در تعطیلات عید فطر رکورد زد.

شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران اعلام کرد: در تعطیلات عید سعید فطر(٦ تا ١٠ مرداد) حدود 400 میلیون لیتر بنزین در کشور مصرف شده است.

خبرگزاری  ایرنا11 /5/93

پی نوشت: نکنه توقع داشتی ماشین ها هم روزه می گرفتن و بدون بنزین راه می رفتن؟! وقتی مردم را فرت و فرت تشویق به سفر می کنید نتیجه اش همین می شه دیگه!

*************

نرخ طلاق در ازدواج‌های دانشجویی

مهدی غلامی مدیر ستاد ازدواج دانشجویی خراسان رضوی گفت: طبق پژوهشی که در سال 92 بین 300 هزار زوجی که بین 5 تا 6 سال گذشته ازدواج کرده ‌بودند، با پیگیری ثبت احوال انجام گرفت، متوجه شدیم آمار طلاق این زوجین زیر 2 درصد بوده است که نسبت به آمار طلاق جامعه بسیار پایین‌تر است و این آمار پایین نشان از موفقیت این ستاد در امر ازدواج موفق است.

ایسنا 13 مرداد 93

پی نوشت:

خدارو شکر! اگر دانشگاهها در درس دادن و تربیت متخصص موفق نیستند حداقل در امر ازدواج موفقند. همین قدر هم جای تشکر دارد!

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مرداد 1393ساعت توسط محمد غلامی |

سحر با دوست می گفتم حدیث آرزومندی

ولی او بدتر از من بود نه حرفی نه لبخندی

و قر می زد مرتب مشت بر دیوار می کوبید

به او گفتم عزیزم تو بگو با خویش چند چندی!

به تندی گفت سی سال است جان کندیم در دنیا

نه پولی نه زمینی نه زنی داریم و فرزندی

تو هر شب از سر سیری سرود عشق می خوانی

من از بخت سیاهم می زنم هر روز یک گندی

به او گفتم که دنیا دایما یکسان نمی ماند

به من برگشته می گوید تو هم جرثومه پندی

به او گفتم که ما را هم خدایی هست عاقل باش

خره! برگرد واصل شو به الطاف خداوندی

آذر 92

+ نوشته شده در جمعه دهم مرداد 1393ساعت توسط محمد غلامی |

رنجنامه

چند سالی است که شاهد دعواهای جناحی بین حیدری ها و نعمتی ها در  میدان مبارزه فرهنگ و سیاست جمهوری اسلامی ایران هستیم. گاهی که نگاهم به اخبار و مشاجرات خشونت بار سیاسی و جناحی و همچنین سخنرانیهای تند نمایندگان و خطبا و مداحان و ائمه جماعات محترم  و غیره در رسانه ها می افتد با خود می اندیشم که اصلا من و هزاران انسان شوربخت و مستمندی که به امید آبادانی و سازندگی این کشور نشسته اند تا زندگی شان سر و سامان یابد و  شاهد خوشبختی و ازدواج فرزندانشان باشند هیچ! اما با این روند دعواهای اصولگرایی و اصلاح طلبی و راستی و چپی و غیره و با این برخوردهای تنگ نظرانه و بداخلاقی های سیاسی که جامعه امروز ما در پیش گرفته است اگر پس از چند دهه یک نفر مورخ بی غرض بخواهد با شواهد و مستندات امروز، تاریخ جمهوری اسلامی را بنگارد، آیا فکر می کنید چه چیزی خواهد نوشت و چه قضاوتی در باره نظام جمهوری اسلامی خواهد کرد؟ مورخان جستجوگر و بیطرف بدون شک چکیده تاریخ چند دهه نظام سیاسی ایران را چنین خواهند نگاشت:

« در تاریخ 1357 نظام جمهوری اسلامی ایران تاسیس شد و تا امروز فلان تعداد نخست وزیر و رییس جمهور روی کار آمده است. طبق اسناد و اعترافات نمایندگان مجلس، رسانه ها و خطبای جمعه و مسئولین جمهوری اسلامی، اغلب نخست وزیران و روسای جمهوری کشور دزد، خائن، سکولار،غرب زده، فراماسونر، اختلاسگر، فاسد، وطن فروش، منحرف و دروغگو ... بوده اند. اولین آنها بازرگان بود که به خاطر لیبرال بودن و به اتهام تفکرات ملی مذهبی و لیبرالیستی از کار برکنار شد.... نفر بعدی بنی صدر بود که به کشور خیانت کرد و با لباس مبدل از ایران فرار کرد... نفر بعدی موسوی بود که بعد از 20 سال به فتنه گر و برانداز تبدیل گردید... نفر بعدی هاشمی بود که اتهام سوء استفاده از قدرت به او و فرزندانش زده شد و به خیانت و فساد و چپاول و دزدی و حمایت از سرمایه داری و لیبرالیسم متهم شد... نفر بعدی خاتمی بود که به گفته اصولگرایان و برخی نمایندگان، خائن و وطن فروش و لیبرال و بی دین بود و همه چیز ملت را به باد داد... نفر بعدی احمدی نژاد بود که اصولگرایان و مردم او را به انحراف فکری و عقیدتی و فساد اقتصادی و غیره متهم کرده و از او تبری جستند و خسارتهای زیادی به سیاست و اقتصاد ایران وارد کرد که دهها سال ادامه داشت... نفر بعدی روحانی بود که با شعار اعتدال و تدبیر روی کار آمد اما پس از مدتی اصولگرایان او را به باد انتقاد گرفته و گفتند او انگلیسی، بی دین، سکولار و حامی فتنه است... نفر بعدی ....!!!!!

برطبق سخنان و افشاگری هایی که از مسئولین جمهوری اسلامی به جا مانده است، به نظر می رسد نظام جمهوری اسلامی طبق اعترافات خودشان، در فساد و بی تدبیری چیزی از دوره قاجار و پهلوی کم نداشته و این دوران یکی از بدترین مقاطع تاریخ کشور ایران بوده است....!»

برادر دلسوز و وطن پرست و اصولگرای من! آیا با روند طرد و تکفیری که در پیش گرفته ایم و برخی در پیش گرفته اند آیا آیندگان و مورخان قضاوتی غیر از این در باره نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و مقدساتی که شما از آن دم می زنید خواهند داشت؟ و چهره ای بهتر از نظام فاسد قاجار و پهلوی از ما ترسیم خواهند کرد؟ آیا تو چنین چیزی را می خواهی و به آن می بالی؟! آیا هرگز از زوایای مختلف بر روی تمایلات و تفکرات و تصورات خودمان اندیشیده ایم؟ آیا....

فاعتبرو یا اولی الالباب...

+ نوشته شده در دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت توسط محمد غلامی |

عسل، سیب زمینی، ماست

این عاشقانه ترین پیامکی است که از همسر عزیزم دریافت کرده ام!

**********

دلم یه بارون حسابی می خواد که ماشینم اقلاً یه کم تمیز شه!

**********

اولین ضربه روحی زندگیم رو زمانی خوردم که یه گردو شکستم خوردم دیدم ترشه، نگو لیمو عمانی بوده!

**********

گواهینامه گرفتن خاله ام حدود یک سال و نیم طول کشید، وقتی که قبول شد افسره شیرینی داد!

**********

اون قدر که تو ایران عکاس داریم ژاپن برای تمام دنیا دوربین عکاسی تولید نکرده!

**********

توصیه پدرم موقع رانندگی: سرکوچه ها یواش تر بپیچ که اگه یک نادون تر از تو پیدا شد تصادف نکنین پسرم!

*********

ورزش صبحگاهی همون طور که از اسمش پیداست یعنی ورزش صبح اونم گاهی، نه که همیشه!

**********

در تمام عمرم هیچ خواب آوری بهتر از کتاب درسی نیافتم!

*********

پشت سر هر مرد عصبانی زنی است که موفق شده اون رو عصبانی کنه!

+ نوشته شده در شنبه چهارم مرداد 1393ساعت توسط محمد غلامی |

اینترنت پر سرعت

دیروز می خواستم وبلاگ رو آپ کنم هرکار کردم بلاگفا باز نشد که نشد.عصبانی شدم خواستم چند تا فحش آبدار نثار اینترنت کنم که دیدم یه وروجک زیر هجده سال! پیشم نشسته، خودم را کنترل کرده و گفتم: اینترنت خره گاو منه!

با این حرفم وروجک زد زیر خنده. هنوز دارد می خندد.

+ نوشته شده در شنبه چهارم مرداد 1393ساعت توسط محمد غلامی |

قول دادم به خودم غصه تراشی نکنم

فکر این را که تو باشی و نباشی نکنم

فکر این را که تو هر روز بیایی سر ظهر

روی گلدان دلم آب بپاشی نکنم!

حوض این خاطره را گرچه پر از گِل شده است

قول دادم به خودم بعد تو کاشی نکنم!

من پر از زخم جگرسوزم و باید بروم

که تو را اینهمه درگیر حواشی نکنم

امشب افسوس نشد بر سر قولم باشم

نشد از فاصله ها غصه تراشی نکنم

گر تفنگی برسانند به من، نامردم

تا سحر مغز خودم را متلاشی نکنم!

زهرا شعبانی

+ نوشته شده در جمعه سوم مرداد 1393ساعت توسط محمد غلامی |

امشب شب قدر است. شبی که بهتراز هزار ماه است. کسی نمی داند چه رازی در این شب سترگ نهفته است که آن را چنین با شکوه ساخته است. عقل از درک عظمت آن عاجز است. نمی دانم چه سری در آن نهفته است ولی این را می دانم که، شاید

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ شناور باشیم

شاید امشب لازم است

پرده را برداریم
بگذاریم که احساس هوایی بخورد

شاید لازم است اندکی

ساده باشیم
ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت

شاید لازم باشد دستمان را به سراسر شب بکشیم و زمزمه نیایش در بیداری انگشتانمان بتراود. از شوره زار خوب و بد برویم. برویم و بیکرانی را زمزمه کنیم...

شاید لازم است پنجره را بگشاییم و کمی پیاله نور بیاشامیم...

و خدایی را بپرستیم که در این نزدیکی است

لای این شب بوها

پای آن کاج بلند...

بگذاریم دل تنهایی مان تازه شود

شاید امشب

چترها را باید بست

زیر باران باید رفت...

دوست را زیر باران باید دید...

پس از این توبه کنیم

دیگر بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم...

پشت دانایی اردو بزنیم...

صبح ها وقتی خورشید در می اید متولد بشویم

ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم...

پی آواز حقیقت بدویم

یادمان باشد کاری نکنیم که به قانون زمین بربخورد...

برویم آنجا که پنجره ها رو به تجلی باز است

و بپرسیم از خود:

خانه دوست کجاست؟

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت توسط محمد غلامی |

وقتی همه راهها به رم ختم می شود...

گور پدر افلاطون

با مدینه فاضله اش!

۱۷/۴/۹۳

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت توسط محمد غلامی |

 

10 نماینده مجلس: خاتمی را ممنوع التصویر، ممنوع الخروج و ممنوع البیان کنید.

سایت آفتاب 15 تیر 93

**************

پی نوشت:

نصف دنیا را نیروهای داعش گرفته است.  دارد قتل عام می کند و پیش می آید و جان و مال و ناموس و مقدسات شیعه و سنی را تهدید می کند آنوقت چند نفر نماینده مجلس که قرار بوده عصاره فضایل این ملت باشند تمام دغدغه شان این است که یک نفر را در این مملکت ممنوع التصویر و ممنوع البیان نمایند! 

به علاوه کسی نیست به آقایان بگوید که اگر خاتمی منفور است دیگر ممنوع البیان کردن نمی خواهد و اگر محبوب است که با این چیزها کسی از محبوبیت نمی افتد.  قبول خاطر و لطف سخن خداداد است....

به علاوه شاه بخشیده است شیخ علی شاه نمی بخشد قوه قضاییه ول کرده است نماینده ول نمی کند....

به علاوه نمی دانم چرا بغض و کینه خاتمی آنچنان در دل بعضی ها نشسته است که جز به وقت مرگ از آن خلاصی نخواهند یافت....

به علاوه ...

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت توسط محمد غلامی |

عشق افلاطونی!

یک سالی می شد که با او آشنا شدم. آشنایی ما از طریق اینترنت و اس ام اس و تماس تلفنی بود. ابراز علاقه ی شدیدی به من می کرد. روزی نبود که با هم تماس نداشته باشیم.

جوان پخته ای بود. اهل کار بود. مهندس معروفی بود. از خانواده ی سطح بالا.

به او گفتم اینقدر مرا به خودت وابسته نکن. ممکن است مرا ببینی و خوشت نیاید. بگذار اول همدیگر را ببینیم بعد پای عشق را وسط بکش.

اما گوشش بدهکار این حرفها نبود و دیوانه وار به من عشق می ورزید. کم کم من هم شیفته ی حرفهایش شدم و دریچه قلبم به رویش باز شد.

بعد از یک سال اصرار کرد که حتما باید ببینمت. برای دیدنم باید مسافت زیادی را طی می کرد تا به شهر ما برسد.

آدرس محل کارم را به او دادم .

یک روز سرزده آمد و من از دیدنش متعجب شدم اما خودم را معرفی نکردم. با چیزی که در تصورم ساخته بودم فرق می کرد اما چون عاشقش بودم برایم هیچ فرقی نداشت که چهره اش چطور است.

رو به من گفت : با خانم..... کار دارم .

گفتم : ایشون امروز مرخصی هستند . تا دوروز دیگه هم نمیان.

او نا امیدانه رفت.

در راه برگشت به من زنگ زد. گفتم بیمار هستم و مرخصی گرفتم.

پرسیدم : در محل کارم با کی صحبت کردی؟

گفت : یه دختر خانمی که همکارت بود.

گفتم: کدوم ؟ چه شکلی بود؟

گفت: یه دخترخانم زشتی بود.

خنده ای تحویلش دادم و گفتم : خوب متوجه نشدم کدوم همکارمو میگی . مشخصاتشو بگو.

با اکراه گفت : یه دختر لاغر و استخوونی. سیاه چهره و بدترکیب. دیگه از چهره اش نپرس که آدم حالش بد می شد.

باز هم خندیدم و گفتم : وای بیچاره همکارم . اگه نظرتو بدونه خودکشی میکنه.

او با قاطعیت گفت : من اگه جاش بودم با اون قیافه خودکشی میکردم. آدم با دیدن اینطور آدما فراری میشه.

خندیدم و خداحافظی کردم.

بعد از دقایقی برایش اس ام اس فرستادم که....

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم تیر 1393ساعت توسط محمد غلامی |

در یکی دو دهه اخیر کتابهای زیادی با موضوعات روانشناسی به چاپ رسیده است که جای تامل و گفتگو دارد و فعلا در صدد نقد و بررسی آنها نیستیم. اما این روزها مشغول خواندن یکی از این کتابها هستم با نام «رازهایی در باره مردان» از نویسنده و روانشناس مشهورآمریکایی خانم باربارا دی آنجلیس، که این کتاب در جای خود بسیار جالب و آموزنده است.

 این نویسنده کتاب دیگری نیز دارد با عنوان «رازهایی در باره زنان» که به یکبار خواندنش می ارزد.

با آنکه کتاب های این نویسنده بعضا با تمایلات فمینیستی نوشته شده است و فعلا از این موضوع می گذریم ولی با خواندن آنها مطالبی می آموزیم که از فرط سادگی مبهوت می شویم و به خود می گوییم چرا این مطالب به عقل خودمان نرسیده است.

کتاب رازهایی در باره مردان مرا به تفکر واداشت. به خاطر آنکه با خواندن آن فهمیدم که دنیای هزار توی آدمها چقدر مطالعه لازم دارد و چقدر کوته بینند کسانی که به جای تحقیق و آموزش، می خواهند با نصیحت و بخشنامه جهان را بسازند. فهمیدم که گاهی در زندگی های فردی و اجتماعی و زناشویی چقدر احمقانه فکر می کنیم و ابلهانه عمل می کنیم و اینکه چقدر دنیای واقعی با دنیایی که ما در تخیلاتمان ساخته ایم متفاوت است و اینکه فرزندان آدم چقدر ساده لوح و ظاهربین اند و چقدر بدون تفکر و مطالعه زندگی می کنند و ساده لوحانه می اندیشند. گاهی با یک عمل بسیار ساده می توانیم تا اوج خوشبختی برویم ولی چونکه بدون اندیشه زیسته ایم و هرگز به کتاب خواندن و تامل کردن عادت نداشته ایم، عمری را در جهالت سوخته ایم و ساخته ایم. با خواندن این کتاب می فهمیم که چقدر با حقایق جهان پیرامون خود و دنیای آدمهای اطرافمان غریبه ایم.

در یکی از فراز های این کتاب می گوید:

« زنانی هستند که بیش از حد نگران ظاهر خود هستند... با مردانی صحبت کرد ام که حساسیت زیادی نسبت به این موضوع نشان می دهند ... واقعیت این است که اغلب مردان از آرایش صورت نفرت دارند. آنها با آرایش ملایم و با سلیقه خصوصا آرایش چشم مشکل ندارند اما در سنجشی که داشتم بزرگترین بازنده ها کرم پودر و رژگونه بوده اند.... مردان از اینکه به شما نگاه کنند و به جای پوست صورتتان یک لایه آرایش ببینند بیزارند... »

اگر لحظاتی روی این سخنان به ظاهر ساده خوب فکر کنید به عمق جهالتی که بر جامعه حاکم است پی خواهید برد. با خواندن این مطالب می فهمید که علت این همه جراحی بینی و مصرف این همه لوازم آرایش در کشور ما از کجا ناشی شده است. خواهید فهمید که علت بالا بودن طلاق در این کشور چیست و چرا زنان و مردان زیباروی و پریچهره به راحتی از هم جدا می شوند. خواهید فهمید که زوجها صورتشان زیباست ولی محتویات مغزشان به اندازه صورتشان زیبا نیست. آنها خوب بودن و اعتماد به نفس را در میزان پول، اندازه بینی و زیبایی ظاهر و مدل اتومبیل هایشان جستجو می کنند و نه شایستگی های واقعی و روحی شان و درک و شعورشان از جهان هستی... 

من با آنکه یکی از منتقدین تفکرات صددرصد پراگماتیستی آمریکایی و همچنین روانشناسی صددرصد مادی گرایانه و لذت طلبانه آنها هستم اما این نکته باعث نمی شود که آنچنان کور و کر شوم که اگر کتاب خوبی نوشتند و اگر حرف حساب و سخن سنجیده ای زدند خودم را به خریت و کریت بزنم و گوش به حرف حساب آنها ندهم.

در جهان هیچ کس حق مطلق و هیچ کتابی نیز حقیقت مطلق نیست. اما باید کتابها را خواند و آموخت و سره و ناسره را از هم جدا کرد. هر کتابی که می خوانیم ما را چند گام به اندیشیدن و عمیق تر دیدن جهان نزدیکتر می کند. هر کتابی، ما را به واقعی تر شدن و عینی تر اندیشیدن نزدیک و نزدیک ترمی کند...  

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم تیر 1393ساعت توسط محمد غلامی |

در روزهای داغ مسابقات جام جهانی 2014 به سر می بریم. همه رسانه ها و سایتها و روزنامه ها و آدمها از پیر و جوان یه جورهایی جوگیر شده اند و دارند با مسابقات  حال می کنند و گاهی هم ضد حال می بینند! بعضیها هم از دکان جام جهانی دارند نان می خورند و استفاده ابزاری می کنند (البته منظورم صدا و سیما نیست!) بعضی ها تحلیل و تفسیر می کنند و بعضی ها پیش گویی و پیش بینی می کنند وغیره و غیره...

بنابر این ما هم یک خبر و تحلیل داغ خفن و حکمت آمیز از جام جهانی می نویسیم تا هم از ثواب جام جهانی عقب نمانده باشیم! و هم همگان به فیض اکمل برسند!

 اما خبر داغ اینکه، تیم فوتبال ایران در چهارمین دوره حضور خود در جام جهانی در روز چهارشنبه در چهارمین روز از چهارمین ماه سال با خوردن چهار گل در بین چهار تیم چهارم شد و قبل از رسیدن به مرحله یک چهارم حذف شد و رفت تا به انتظار چهار سال دیگر بنشیند...!

خبر را حال کردید؟ اصلا همین خبر شاید از علایم و نشانه های آخرالزمان باشد که ۴ سال دیگر امام زمان ظهور نماید و چهار تا آدم دزد را مجازات کند و چهار تا مدیر سالم و با شعور روی کار بیاید و سه چهار روز هم دنیا به کام چهار تا آدم مستضعف بچرخد و ...

خدا را چه دیده اید؟

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم تیر 1393ساعت توسط محمد غلامی |

اندر حکایت زنان آخرالزمان 

« کار زن، بچه دار شدن و تربیت فرزند و شوهر داری است نه دیدن مسابقات والیبال.»

فاطمه آلیا نماینده مجلس شورای اسلامی

روزنامه شرق 2/4/93

پی نوشت: اگر خانم آلیا واقعا این سخن را گفته باشد(که نمی دانم گفته است یا نه)راستش را بخواهید همچین پربیراه هم نمی گوید زیرا از زمان هوخشتره و کوروش کبیر تا امروز زنهای نجیب از افتخارات بزرگشان این بوده است که در خانه نشینند و زایند شیران نر! نه اینکه با بوق و شیپور و دستمال یزدی در خیابانها و استادیومها راه بیفتند و نعره بکشند و موج مکزیکی بروند... اما اینکه شخصی با این صراحت برای همه خانم ها تعیین تکلیف نماید و رهنمودهای پیامبرگونه صادر نماید خیلی مردی و جسارت می خواهد که فقط از خانم آلیا بر می آید. 

برخی جوابهای جالبی هم در دنیای مجازی به سخنان ایشان داده اند که خواندنی است:

یکی گفته: جالب است! پس خانم آلیا تو مجلس میان آن همه مرد چه کار میکند؟ مگر نباید برود شوهر داری کند؟!

و دیگری گفته: حالا اگر زنی با شوهر و بچه هایش بخواهد برود والیبال تماشا کند چی؟! آن موقع تکلیف چیست؟

و دیگری گفته: اگر زنی نخواهد شوهرداری نماید و فرزند تربیت کند چه؟! زورکی باید شوهرش بدهیم؟

و دیگری گفته ....

+ نوشته شده در سه شنبه سوم تیر 1393ساعت توسط محمد غلامی |

تا حالا دقت کرده اید بعضی ها توی جلسات چه با حوصله و دقت نیم ساعت صغری کبری و مقدمه و موخره می چینند تا یک کلمه حرف  حسابی بزنند؟ مثلا  سه ربع ساعت حرف می زنند و حرف می زنند با این عنوان که : «  ایام ولادت فلان بن فلان را خدمت همه از صغیر و کبیر! تبریک عرض می کنم و باعرض تسلیت سالگرد درگذشت فلان و فلان به همه آدمهای روی زمین و ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات و با تشکر از همه دوستان که به این جلسه آمدند و ما را از نظرات خود بهره مند ساختند و با تقدیر و تشکر از آقای شنگول آبادی رییس اداره بایگانی یالقوز آباد که واقعا قبول زحمت کردند و این مسئولیت سنگین را تقبل کردند و منت بر سر ما نهادند و با دلسوزی و زحمات زیاد این همه کار را انجام دادند و برای ما مایه افتخار است که چنین آدمهای دلسوز و خردمند و با تجربه ای داریم و باید از ایشان قدردانی شود و و و ... » بعد از همه این حرفها و مقدمات طولانی و لاطائلات و مزخرفات، آرپی جی را صاف توی صورت طرف می گیرد و میگوید : « ... ولی آقای شنگول آبادی متاسفانه اشتباهاتی هم داشتند که از ایشان بعید بود و امیدواریم تکرار نشود و باعث تاسف است که چنین کاری را کردند و باید پاسخگو باشند  و و و ... »

و به این ترتیب آنچنان شلیک می کند که برجک طرف را با سه تن دینامیت می فرستد هوا.

خوب مردک! تو که می خواهی هیکل طرف را بشویی  و روی بند رخت آویزانش کنی چرا هی الکی فک می زنی وقت همه را می گیری. همان اول برو سر اصل مطلب و تمامش کن!

تازه می گویند روانشناسی این طوری میگوید که اول باید از طرف تعریف کنی بعد برجکش را بزنی.

روانشناسی شکر زیادی خورده است که اینطوری گفته. باید این روانشناسی را بریزی توی آشغالدانی.

برو عمو! خودت را مسخره کن با این روانشناسی و مدیریت خواندنت!

جان به جانمان کنند به پرچانگی و خالی بندی و تملق و چاپلوسی کردن عادت کرده ایم.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393ساعت توسط محمد غلامی |

خدایا! خودت می دانی که من بی نهایت متنفرم از کسانی که برایم ایمیل و هرزنامه و بلوتوث و اس ام اس و ... می فرستند که:

آخرین عکسهای صغری غرامتی

عکس گلشیفته با ننه اش

کفش های  آقای امین گلزاری و طلاق فلانی با بهمانی...

اعظم اقدسی نیا در حال شنا کردن در  کنار دریا

اصغر خره با اکبر کره در هتل فلانجا در حال خوردن بستنی

آخه یکی نیست بگه الاغ! به جای این چیزها برو دو تا صفحه کتاب بخون یه کم درک و شعورت بره بالا.

یه کم سطح دانش و شعورت رو از سطح شلوار و شورت و پیرهن و کفش فلان هنر پیشه و فلان فوتبالیست بیار بالاتر. نمی میری که! می میری؟!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393ساعت توسط محمد غلامی |

مطالب قدیمی‌تر