از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران
رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند
هر چه آفاق بجویند کران تا به کران
میروم تا که به صاحبنظری بازرسم
محرم ما نبود دیده‌ی کوته نظران
دل چون آینه‌ی اهل صفا می‌شکنند
که ز خود بی‌خبرند این ز خدا بیخبران
دل من دار که در زلف شکن در شکنت
یادگاریست ز سر حلقه‌ی شوریده سران
گل این باغ بجز حسرت و داغم نفزود
لاله رویا تو ببخشای به خونین جگران
ره بیداد گران بخت من آموخت ترا
ورنه دانم تو کجا و ره بیداد گران
سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن
کاین بود عاقبت کار جهان گذران
شهریارا غم آوارگی و دربدری
شورها در دلم انگیخته چون نوسفران
 

********** 

در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی
هر کس آزار من زار پسندید ولی
نپسندید دل زار من آزار کسی
آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد
هر که چون ماه برافروخت شب تار کسی
سودش این بس که بهیچش بفروشند چو من
هر که با قیمت جان بود خریدار کسی
سود بازار محبت همه آه سرد است
تا نکوشید پی‌گرمی بازار کسی
غیر آزار ندیدم چو گرفتارم دید
کس مبادا چو من زار گرفتار کسی
تا شدم خوار تو رشگم به عزیزان آید
بارالها که عزیزی نشود خوار کسی
آن که خاطر هوس عشق و وفا دارد از او
به هوس هر دو سه روزیست هوادار کسی
گر کسی را نفکندیم به سر سایه چو گل
شکر ایزد که نبودیم به پا خار کسی
شهریارا سر من زیر پی کاخ ستم
به که بر سر فتدم سایه‌ی دیوار کسی 

محمد حسبن شهریار


+ نوشته شده در جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ساعت توسط محمد غلامی |

وفا نکردی و کردم، خطا نديدي و ديدم

شکستي و نشکستم،‌ بريدي و نبريدم

اگر ز خلق ملامت و گر ز کرده ندامت

کشيدم از تو کشيدم،‌ شنيدم از تو شنيدم

کيم؟‌ شکوفه اشکي، که در هواي تو هر شب

ز چشم ناله شکفتم،‌ به روي شکوه دويدم

مرا نصيب غم آمد به شادي همه عالم

چرا که از همه عالم محبت تو گزيدم

چو شمع خنده نکردي، مگر به روز سياهم

چو بخت جلوه نکردي،‌ مگر ز موي سپيدم

به جز وفا و عنايت نماند در همه عالم

ندامتي که نبردم،‌ ملامتي که نديدم

نبود از تو گريزي چنين که بار غم دل

ز دست شکوه گرفتم، به دوش ناله کشيدم

جواني‌ام به سمند شتاب مي‌شد و از پي

چو گرد،‌ در قدم او دويدم و نرسيدم

وفا نکردي و کردم، به سر نبردي و بردم

ثبات عهد مرا ديدي اي فروغ اميدم؟
             

مهرداد اوستا

+ نوشته شده در جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ساعت توسط محمد غلامی |

تو را خبر ز دل بی قرار باید و نیست

غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست

اسیر گریه بی اختیار خویشتنم

فغان که در کف من اختیار باید و نیست

چو شام غم دل اندوهگین نباید و هست

چو صبحدم نفسم بی غبار باید و نیست

مرا ز باده نوشین نمی گشاید دل

که می به گرمی آغوش یار باید و نیست

درون آتش از آنم که آتشین گل من

مرا چو پاره دل در کنار باید و نیست

به سرد مهری باد خزان نباید و هست

به فیض بخشی ابر بهار باید و نیست

چگونه لاف محبت زنی؟ که از غم عشق

تو را چو لاله دلی داغدار باید و نیست

کجا به صحبت پاکان رسی؟ که دیده تو

بسان شبنم گل اشکبار باید و نیست

رهی به شام جدایی چه طاقتی است مرا؟

که روز وصل دلم را قرار باید و نیست

رهی معیری

+ نوشته شده در جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ساعت توسط محمد غلامی |

من با غزلی قانعم و با غزلی شاد

تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد 

ویرانه نشینم من و بیت غزلم را

هرگز نفروشم به دو صد خانه آباد

من حسرت پرواز ندارم به دل آری

در من قفسی هست که می خواهدم آزاد

ای بال تخیل ببر آنجا غزلم را

کش مردم آزاده بگویند مریزاد

من شاعرم و روز و شبم فرق ندارد

آرام چه می جویی از این زاده اضداد؟

می خواهم از این پس همه از عشق بگویم

یک عمر عبث داد زدم بر سر بیداد

مگذار که دندان زده غم شود ای دوست

این سیب که ناچیده به دامان تو افتاد

محمد علی بهمنی

+ نوشته شده در جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ساعت توسط محمد غلامی |

خوب و بد هر چه نوشتند به پای خودمان

انتخابــی است كـــه كرديم برای خودمان‌

 

اين و آن هيچ مهم نيست چه فكری بكنند

غـــم نداريم‌، بــــزرگ است خدای خودمان‌

 

بگذاريم كه با فلسفه‌شان خوش باشند

خودمان آينــــه هستيــــم برای خودمان‌

 

ما دو روديم كــــه حالا سرِ دريا داريم‌

دو مسافر يله در آب و هوای خودمان‌

 

احتياجی بـــه در و دشت نداريم‌، اگـر

رو به هم باز شود پنجره‌های خودمان‌

 

من و تـو با همه ی شهر تفاوت داريم‌

ديگران را نگذاريم بــه جـــای خودمان‌

 

درد اگر هست برای دل هم می گوييم‌

در وجــود خودمان است دوای خودمان‌

 

ديگران هرچه كــه گفتند بگويند، بيا

خودمان شعر بخوانيم برای خودمان‌

مهدی فرجی

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

گفتم شود نشد
گفتم که چاره غم هجران شود نشد
در وصل يار مشکلم آسان شود نشد
يا از تب غمم شب هجران کشد نکشت
يا دردم از وصال تو درمان شود نشد
يا آن صنم مراد دل من دهد نداد
يا اين صنم پرست مسلمان شود نشد
يا دل به کوي صبر و سکون ره برد نبرد
يا لحظه اي خموش ز افغان شود نشد
يا مدعي ز کوي تو بيرون رود نرفت
چون من اسير محنت هجران شود نشد
يا از کمند غير غزالم جهد نجست
يا ز الفت رقيب پشيمان شود نشد
يا از وفا نگاه به هاتف کند نکرد
يا سوي او ز مهر خرامان شود نشد
هاتف اصفهانی متوفی 1198 ه ق
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

 

انتقاد رحیم پور ازغدی از حوزه های علمیه
 عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: ریشه سکولاریسم در داخل حوزه های علمیه است، فقهی که به نظام سازی نمی اندیشد و فقط به دنبال عبادات و معاملات شخصی می باشد فقه سکولار و این فقه بهترین توجیه برای سکولاریسم است.
حسن رحیم پور ازغدی روز پنجشنبه در مراسم پایانی هفته فرهنگی اشراق ویژه ارائه آثار هنری طلاب و فضلای حوزه علمیه مشهد در جمع روحانیون افزود: حوزه علمیه ای که عرصه هنر، معماری، سینما، روابط بین الملل و سیاست را بی ربط به خود می داند حوزه علمیه سکولار است.
وی اظهارداشت: با تاسف باید گفت که ما هنوز در دهه چهارم انقلاب کتابی درباره معماری از دیدگاه حوزه علمیه نداریم تا بتوانیم در شورای عالی انقلاب فرهنگی سرمان را بالا بگیریم و مدعی باشیم.
به گزارش فرارو او افزود: هنوز در دهه چهارم انقلاب گروهی در حوزه های علمیه هستند که اصل این ماجرا را که ساحتی جدید و ضروری پیدا شده که به دین و تبلیغ دین مربوط است متوجه نشده اند و نوعی ژن عقب ماندگی در آنها وجود دارد که مثلا به سینما به چشم فاحشه خانه می نگرند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: جریانهایی در کشور از ترکیب فحشا و هنر نان می خورند و معتقدند که مثلا ذات سینما همین است و عده ای دیگر با ادبیات فقهی، حوزوی و بیشتر اخباری و یا حتی روشنفکرانه بیان می کنند که ذات هنر تکنولوژیک از جمله سینما سکولار است.
وی گفت: این در حالی است که هنر تکنولوژیک از جمله سینما نه تنها تلازمی با فحشا ندارد بلکه تفکیک فحشا و سینما هم لازم و هم واجب است.
او افزود: دچار عقب ماندگی تاریخی هستیم بگونه ای که هنوز در حوزه های علمیه درباره حرام بودن یا نبودن هنر بحث می شود اما رقبای ما با سرعت نور جلو می روند و در جیب هر کدام از فرزندانمان تلفن همراه گذاشته اند که هم اتاق مطالعه، هم سینما و دوربین فیلمبرداری است و از این طریق پیامهای خود را به آنها القا می کنند.
رحیم پور ازغدی گفت: در حوزه های علمیه کشور یک درس خارج فقه با متد جواهری در باب هنر نداریم و در همین حوزه علمیه مشهد که دومین حوزه علمیه بزرگ کشور است حتی یک درس خارج فقه حکومتی و موسیقی تدریس نمی شود و تنها مباحث ۵۰ سال پیش ارائه می شود.
وی ادامه داد: اگر در حوزه علمیه مشهد یک کرسی بحث اجتهادی فقط درباره روایات امام رضا(ع) تشکیل شود ۱۰۰ سال به درازا می کشد اما کسی به آن نمی پردازد.
او افزود: از معارف دینی ما درباره هنر و فقه حکومتی می توان هزاران هزار قاعده استخراج کرد که تاکنون کسی در حوزه علمیه درباره آنها بحث نکرده است و می توان گفت که صفحه ای از قرآن نیست که در آن قواعد فقهی و اخلاقی نباشد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: در حوزه های علمیه هیچکس تاکنون درباره پرسشهای عرصه هنر حرفی نزده و این روال نیست که مساله هنری از علمای حوزه پرسیده شود در حالی که غرب با فیلمهایش مشغول اداره کردن دنیا است.
وی افزود: اسلامی که در برخی از حوزه های علمیه ارائه می شود جز عزداری و زیارت هیچ چیز نیست در حالی که ما نیاز داریم مباحثی چون تعریف زیبایی شناسی اسلام یا بحث اخلاق در قلمرو هنر یا تعریف جدید از خانواده را ارائه دهیم نه این که تعریفی که حوزه از خانوده ارائه دهد تعریف خانواده دوره قاجار و زندیه باشد.
رحیم پور ازغدی گفت: گاه می شنویم که در مشهد گلایه می شود فرقه های انحرافی زیاد شده اند در حالی که این اعترافی علیه خود ما است.
وی ادامه داد: معارفی که هم اکنون از اهل بیت علیهم السلام در دست ما است در زمان ظهور تمام دنیا را نه با زور بلکه با استدلال و اقناع فراخواهد گرفت پس این معارف در دستان ما مظلوم واقع شده و در کنار اقیانوس، از تشنگی در حال مردنیم.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: هیچ کار اساسی در هیچ شورای حکومتی انجام نمی شود بلکه اگر قرار باشد کاری اساسی در عرصه فرهنگ انجام شود باید در دانشگاه و حوزه علمیه رخ دهد.
رحیم پور ازغدی گفت: این ۱۰، ۲۰ نفری که فرهنگ انقلاب اسلامی را ساخته اند این کار را به تنهایی در خانه های خود یا زندان انجام داده اند و راننده و کامپیوتر و فیش بردار نداشته اند.
سایت خبری تحلیلی الف پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

این ایرانیان عجیب!

نادر قاضی‌پور، نماینده مردم ارومیه و نایب رئیس فراکسیون کارگری در مجلس شورای اسلامی :

یک عضو هیأت مدیره ۱۶۱ برابر کارگر حقوق می‌گیرد!

سایت تابناک 21/12/1393

*******

پی نوشت:

مگر نشنیده ای که گفته اند: چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

زندگی

نشسته پشت پلک شب در انتظار زندگی
زنی که می چکد از او فقط غبار زندگی

کسی که روزهای او به وسعت جهنم است
کسی که بوده لحظه لحظه داغدار زندگی

اگر چه خسته است و گاه بغض می کند ولی
همیشه گفته کودکم گل بهار زندگی

پرنده ماندنی است، مرغک قشنگ من بخوان
بخوان برای مادرت به افتخار زندگی

نگاه در سیاهی شبی که می رود نکن
نگاه کن به روزهای شعله بار زندگی

هنوز هم بهار می تراود از نگاه او
اگر چه باخت هر چه داشت در قمار زندگی

محمد غلامی

11/11/93

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

این ایرانیان عجیب!

آب، برق و گاز از جمله منابع  انرژي هاي مهمي است که با صرف هزينه بسيار توليد مي شود و به دست مصرف کنندگان مي رسد. بخش مهمي از اين گونه هاي انرژي به مصارف خانگي مي رسد. کشور ما در مصرف آب، برق و گاز از متوسط جهاني پيشي گرفته و هدر رفت و مصرف غيراصولي را در کارنامه خود ثبت کرده است.

وضعيت مصرف آب 2برابر متوسط جهانی

رئيس مرکز تحقيقات و ارتباط با صنعت شرکت آب و فاضلاب کشور گفته است: متوسط سرانه مصرف آب در بخش خانگي در ايران به طور متوسط ۱۹۰ ليتر در روز به ازاي هر نفر و در دنيا ۱۳۵ تا ۱۴۰ ليتر است. در برخي از کلان شهرها اين ميزان در فصل گرم سال به حدود ۲۵۰ ليتر مي رسد که با اين اوصاف ايرانيان ۲ برابر متوسط جهاني در سال آب مصرف مي کنند. همچنين بر اساس اعلام بانک جهاني الگوي مصرف آب آشاميدني براي يک نفر در سال يک مترمکعب و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر نفر ۱۰۰ متر مکعب اعلام شده است در حالي که در ايران اين رقم به دليل استفاده نادرست از آب آشاميدني براي شست و شوي خودرو، استحمام، آبياري باغچه ها، لباس شويي و ظرف شويي حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد بيشتر از الگوي جهاني آن است.صرفه جويي و استفاده بهينه از ضروريات در مصرف آب است زيرا هم اکنون کشور با خشکسالي مواجه است و بارش ساليانه در ايران ۲۵۰ ميلي متر است که اين عدد يک سوم متوسط بارش جهاني محسوب مي شود اما ميزان هدر رفت آب در ايران ۲۸ تا ۳۰ درصد است. در حالي که اين ميزان اتلاف آب در دنيا ۹ تا ۱۲ درصد گزارش شده است.بررسي جديدترين تحقيقات انجام شده در زمينه ميزان سرانه مصرف آب هر نفر در کشورهاي مختلف نشان مي دهد که ايران با وجود محدوديت منابع آبي با ۱۹۰ ليتر مصرف آب شرب خانگي از جمله بيشترين مصرف کنندگان آب بين کشورهاي مختلف است، طبق برآوردها هر شهروند تهراني در روز ۸۳ ليتر آب براي حمام و ۵۰ليتر نيز براي دستشويي استفاده مي کند، همچنين ۷۷ليتر براي ظرف شويي و ۲۲ ليتر نيز براي روشويي استفاده مي شود. بررسي وضعيت سرانه مصرف آب هر نفر در روز بين ۲۴ کشور نشان مي دهد که هر آمريکايي در روز ۳۶۰ ليتر آب مصرف مي کند و اين ميزان بيشترين مصرف در بين ساير کشورهاست و کمترين ميزان مصرف نيز در آلمان است که در اين کشور هر نفر در روز ۱۰۷ليتر آب مصرف مي کند.

وضعيت مصرف برق 3 برابر متوسط جهانی

امروزه تقريباً اکثر وسايل خانگي با برق کار مي کنند، مشترکان خانگي با توجه به تعداد آن ها و افزايش روزافزون لوازم الکتريکي خانگي سهم قابل توجهي از مصارف برق را به خود اختصاص داده اند، متوسط مصرف سرانه برق خانگي در ايران ۲۹۰۰ کيلو وات ساعت است در حالي که متوسط مصرف جهاني زير ۱۰۰۰ کيلو وات ساعت است. بدين ترتيب متوسط مصرف سرانه برق خانگي در کشور ما ۳ برابر متوسط جهاني است، از اين رو برق مصرفي توسط خانوارهاي ايراني با در نظر گرفتن استانداردهاي جهاني پاسخ گوي ۲۰۰ ميليون نفر جمعيت است، در نتيجه صرفه جويي در مصرف برق مشترکان خانگي ضرورت دارد که با فرهنگ سازي و بهينه کردن لوازم خانگي برقي به ويژه به کارگيري چراغ هاي کم مصرف شاهد کاهش مصرف برق در اين بخش خواهيم بود بدون اين که به رفاه مشترکان لطمه اي وارد شود. از اين رو استفاده از چراغ هاي کم مصرف، جلوگيري از باز و بسته کردن متناوب در يخچال، قرار ندادن غذاي گرم و داغ در يخچال يا فريزر، توجه به برچسب انرژي کالاهاي برقي در هنگام خريد و استفاده درست از وسايلي چون کولر، ماشين لباس شويي و اتو از جمله راهکارها براي صرفه جويي و کاهش مصرف برق است که در عين حال مي تواند به افزايش عمر وسايل برقي نيز بينجامد .کارشناسان اقتصادي معتقدند اگر تنها ۱۰ درصد صرفه جويي در برق مصرفي خانوارها داشته باشيم مي توانيم از محل صرفه جويي ها ۶ نيروگاه ۸۰۰ مگاواتي در سال راه اندازي کنيم و چنان چه هر خانوار ايراني ۱۰ درصد در مصرف برق خانگي صرفه جويي کند، دولت سالانه ۵۰۰ ميليون دلار بيشتر نفت و گاز صادر مي کند. از اين رو مصرف بالاي برق در کشور باعث شده است که ايران نوزدهمين مصرف کننده برق در جهان باشد و با مصرف بيش از ۱۴۵ ميليارد کيلووات برق در زمره ۲۵ کشور پرمصرف برق جهان قرار گيرد.

وضعيت مصرف گاز 4 برابر متوسط جهانی

ايران بيشتر از اروپا گاز مصرف مي کند اين اظهارنظر مديرعامل شرکت ملي گاز ايران مي باشد او گفته است: هم اکنون متوسط مصرف گاز در ايران چهار برابر متوسط جهاني و حدود ۱۸ برابر کشور ژاپن است و سرانه مصرف گاز هر ايراني ۱۰ برابر مردم کشورهاي اروپايي است از اين رو مصرف گاز در کشور به اندازه کل مصرف نفت در اروپاست و بر اساس مطالعاتي که انجمن نفت انجام داده است اگر ايران با چنين نرخ مصرف پيش رود تا سال ۱۴۰۴ روزانه ۵۲۰ ميليارد متر مکعب گاز مصرف مي کنيم. بر اساس آخرين آمار مصرف گاز در کشور به طور متوسط ۴۸۰ ميليون مترمکعب رسيده است که از اين ميزان ۳۵۰ ميليون مترمکعب آن توسط بخش خانگي مصرف شده است. افزايش سهم مصرف خانگي از کل مصرف گاز طبيعي در ايران روند صعودي داشته است همين سير صعودي مصرف باعث شده است ايران به عنوان سومين مصرف کننده در رديف پرمصرف ترين مصرف کنندگان گاز طبيعي در دنيا قرار گيرد. متوسط مصرف گاز در ايران ۴ برابر متوسط جهاني و حدود ۱۸برابر ژاپن و سرانه مصرف گاز هر ايراني ده برابر مردم کشورهاي اروپايي است. از اين رو با توجه به سير صعودي در مصرف گاز نياز به الگوسازي در مصرف وجود دارد. ابراهيم کارخانه عضو کميسيون انرژي مجلس نيز در خصوص مسير اصلاح الگوي مصرف در کشور به خراسان گفت: در مسير اصلاح مصرف اقدامات زيادي انجام گرفته، اما نتيجه آن ها به گونه اي نبوده که در چرخه مصرف کشور هدفمند وارد شود و موثر باشد.وي گفت: يکي از اهداف قانون هدفمند کردن يارانه ها، مديريت صحيح مصرف انرژي و منابع آن در کشور بود که تا حدودي موفق عمل کرد. سياست هاي اصلاح الگوي مصرف هنوز به خوبي اجرايي نشده و با آن فاصله زيادي داريم و ميانگين مصرف انرژي در کشور ۴ برابر ميانگين جهاني است.اين نماينده مردم اظهار داشت: اصلاح الگوي مصرف بايد به صورت جدي در دستور کار قرارگيرد.

مریم خدیوی - روزنامه خراسان - مورخ دوشنبه 1393/12/18 شماره انتشار 18927

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

عصیانِ زیبا

توفیقِ توبه، یا رَب عطا کن، امّا نه حالا !

ذوقِ گناهی ناکرده دارم، باریتعالی !  

بینِ دو سجده، رقصی ست کوتاه، این زندگی آه!

من در نمازم، با این جماعت، اما فُرادا ....  

سَیرِ  اِلیَ الخَلق، سَیرِ مِنَ الحَق،... چه نردبانی!

نزدیکِ دورم؛ هم رو به پایین، هم سویِ بالا   

با عشوه فرمود:"بر مستِ بی حد، حدّی نباشد"

تاکِ سیه مست، تسبیح در دست، ناخوانده ملّا !

  هرجا که لافی یا اعترافی، من کُهنه کارم،

یک عُمر امّا، وقتِ شهادت، درمانده در "لا"  

وزنِ قدیمی، الفاظِ کُهنه، مَضمونِ کافر،...

از رستگاری برده است بویی، این شعر آیا؟...

عبدالحمید ضیایی

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

دامن ز تماشای جهان چیده گذشتیم

چون باد ازین باغ خزان دیده گذشتیم

رفتیم به گل چیدن و از ناله ی بلبل

از خیر گل چیده و ناچیده گذشتیم  

گامی ننهادیم که عیبی نگرفتند

از همرهی مردم سنجیده گذشتیم

بس پند که ناصح ز ره لطف به ما داد

ما گوش گران کرده و نشنیده گذشتیم

ما غنچه ی بی طالع ایام خزانیم

از شاخه دمیدیم و نخندیده گذشتیم 

از طعنه ی بی حاصلی از بس که خمیدیم

چون بید سرافکنده و رنجیده گذشتیم  

معلوم نشد هیچ ازین هستی موهوم

بی خواست رسیدیم و نفهمیده گذشتیم

از فکر به مضمون قضا ره نتوان برد

ما از سر این معنی پیچیده گذشتیم

از هیچکسی در دل کس جای نکردیم

در یاد نماندیم چو از دیده گذشتیم

زنده یاد محمد قهرمان

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

ایرانیان دو‌برابر میانگین جهانی مرغ مصرف می‌کنند

معاون وزیر جهاد کشاورزی گفت: سرانه تولید مرغ برای هر ایرانی بین 25 تا 26 کیلو است. این در حالی است که سرانه مصرف مرغ در دنیا بین 12 تا 13 کیلوگرم بوده و ایران دو برابر میانگین جهانی تولید و مصرف دارد....

تابناک ۱۱ اسفند ۱۳۹۳

پی نوشت:

ببین برادر! ما ایرانیان کلا عادت داریم هر چیزی را دو برابر میانگین جهانی مصرف کنیم، حتی دوبرابر میانگین جهانی با هم دعوا کنیم، و  همچنین دو برابر میانگین جهانی تصادف کنیم و دو برابر میانگین جهانی کلاس بگذاریم و تازه دو برابر میانگین جهانی هم نق بزنیم...! خلاصه اینکه، مدتی است همه چیز را دوبرابر دوبرابر مصرف می کنیم . نمی دانم چرا! البته دکتر هم رفتیم! ولی افاقه نکرد!!

***********

ایرانی‌ها روزانه ۱۹ میلیون پیامک جوک ارسال می‌کنند

درباره آمار ارسال پیامک در ایران ارقام متفاوتی عنوان شده اما معاونت اجتماعی نیروی انتظامی آن را در حد ۶۵ میلیون ارسال در روز می‌داند و به این ترتیب ایرانیان را در شمار بزرگ‌ترین ارسال کنندگان پیامک در جهان قرار می‌دهد. با این حال آمار ارسال پیامک بر حسب ایام سال و یا اتفاقات تغییر می‌کند و برای مثال در فاصله آخرین روز اسفند سال گذشته تا اولین روز سال ۱۳۹۳ بیش از ۲. ۵ میلیارد پیامک ارسال شده است....

تابناک 11 اسفند 93

پی نوشت:

19 میلیون نفر جمعیت بیکار در این کشور وجود دارد؟ آنوقت میگویند آمار بیکاری به صفر رسیده. واقعا چرا مسئولین رسیدگی نمی کنند؟!

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

بعضی آدمها به کتاب تاریخ می مانند. علیرغم آنکه چند جلد حرف می زنند ولی بیشتر از چند صفحه واقعیت ندارند، آن هم معلوم نیست کدامیک از صفحاتشان !

+ نوشته شده در شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

عقلانیت، تفکر و اندیشمندانه زیستن هنری است که خداوند فقط به کسانی که شایستگی سجده فرشتگان را داشتند عطا کرده است و این هنر به همه کسانی که روی دو پا راه می روند داده نشده است.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

همه پولدارها ثروتمند نیستند، که اگر بودند مثل گداها زندگی نمی کردند، و همه آدمهایی که در خیابان راه می روند نیز عاقل نیستند که اگر بودند همچون احمقها نمی اندیشیدند و چون دیوانگان رفتار نمی کردند.

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

واقعیت های زندگی: 

وکیل ها امیدوارن تو دردسر بیفتی
دکترا امیدوارن مریض بشی
پلیسا امیدوارن یه جرمی بکنی
صاحبخونه ها امیدوارن تو هیچ وقت خونه نخری
دندانپزشکا امیدوارن دندونات فاسد بشن
مکانیکا امیدوارن ماشینت خراب بشه  

 
موسسات کفن و دفن امیدوارن بمیری
 رستورانها امیدوارن همیشه گرسنه باشی ...  

.

فقط دزدا واست یه زندگی خوب و پربار و موفق و با برکت آرزو می کنن

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

انسانی که در اثر تفکر مستمر هر از گاهی کاخ باورهایش به هم نریزد و آنها را پالایش نکرده و به یقین و باوری تازه تر نرسد او را نمی توان  انسانی هوشمند و حتی نمی توان  انسانی زنده نامید. 

 22/11/93

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

یك امروز، ارزشِ دو فردا را دارد. 

بنجامین فرانكلین

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

* غلامعلی رجایی
این‌ روزها اصلا حال روحی‌ام خوب نیست. دلیل آن هم خبرهای بدی است که خوانده و می‌خوانم. کاش می‌شد مدتی نه خبری دید و نه خبری خواند. تازه این خبرهای علنی است خبرهای بد غیرعلنی که به‌دلیل موقعیت شغلی و ارتباطی‌ام شنیده و می‌شوم، بماند. در خبرها خواندم:  آقای سیدحمید روحانی (زیارتی) که به‌دلیل سال‌ها مقارنتش با امام در نجف از او توقع انصاف می‌رفت و چون دستی در تاریخ‌نگاری انقلاب داشته و دارد، لابد باید بداند حداقل پایه این کار انصاف و پرهیز از دخالت نظر شخصی در قضاوت و داوری است، پس از نطق اخیر دکترعلی مطهری در مجلس، در بیانی تکان‌دهنده و سست ادعا کرده: «علت اینگونه سخن گفتن و موضع گرفتن آقای علی مطهری این است که وی از اینکه پدرش بعد از امام زنده نمانده تا رهبر بشود و او به‌جایی برسد، چون به‌جایی نرسید، عقده دارد!»
سال‌ها قبل، شبی دوستی مرا به استخری در خیابان مقدس اردبیلی دعوت کرد. در بدو ورود به استخر، سیدحمید روحانی را دیدم. با هم خوش‌وبشی کردیم. تا مرا دید، گفت: «در باره نقل‌قولت درباره دکترشریعتی جوابت را در مجله ١٥خرداد داده‌ام.» گفتم: ندیده‌ام می‌بینم. منظورش نقلی بود که من از قول آقای سیدمحمود دعایی نوشته بودم که امام پس از درگذشت مرحوم دکترشریعتی تاسف خورده است!
سیدحمید روحانی می‌گفت این نقل‌قول را قبول ندارم. در اثبات نقل‌قول آقای دعایی از امام خیلی حرف و دلیل داشتم ولی در راه پله ورودی استخر جای این بحث‌ها نبود. درعین‌حال فرصت را غنیمت شمرده و به او گفتم: «در جلد دوم کتاب نهضت امام‌خمینی نوشته‌ای، اگر دکتر شریعتی زنده می‌ماند، حتما رودرروی امام می‌ایستاد!‌!» بعد به او گفتم: «اگر روز قیامت دکترشریعتی جلویت بایستد و یقه‌ات را بگیرد و بگوید: سید اولاد پیغمبر! من که در سال ٥٦ از دنیا رفتم، تو از کجا و چگونه این را کشف کردی که اگر زنده می‌ماندم رودرروی آقای خمینی می‌ایستادم؟ چه جوابی داری؟
بهت‌زده گفت: من چنین نوشته‌ام؟ گفتم: بله و اضافه کردم بهتر است کتابت را یک‌بار دیگر بخوانی!»  بهت آقای روحانی وقتی بیشتر شد که به او گفتم: «شما در همین کتاب گفته‌ای: دکترشریعتی حسینیه ارشاد را بنا کرد تا به تقلید از روشنفکران غربی که در قضیه اسکولاستیک- تاسیس مدارس جدید- تلاش کردند کلیساها را از رونق بیندازند، مساجد را از رونق بیندازد!!»
به او گفتم: «برادرجان، آخر این چه قضاوت نادرست و غلطی است؟ حسینیه ارشاد را، نه شریعتی که مرحوم پدر شریعتی هم بنا نکرد! تاسیس حسینیه ارشاد، کار مرحوم همایون و میناچی و مطهری بود و بعد این شهید ابتدا از مرحوم پدر دکتر و سپس از خود دکتر برای سخنرانی دعوت کرد!!»
عجب زمانه‌ای شده است! بهترین جمله‌ای که برای ختامه این درددل به‌ذهنم رسید، عبارت زیبای خود دکترشریعتی است که دردمندانه زبان به شکوه می‌گشود و می‌گفت: «خدایا آنان‌که باید بنوازند می‌زنند!»
از آقای روحانی به‌دلیل هم‌نفسی‌اش با امام و سیادت و عمامه‌ای که بر سرنهاده است توقع نواختن امثال دکترمطهری اگر نباشد -که هست- چرا می‌زند! دهه هفتاد عمر است و موسم سرازیری به خانه‌ای که با سر در آن سرازیر می‌شود. بعضی‌ها با اینگونه حرف‌زدن‌های غیرمنصفانه درباره دیگران چه بد توشه‌ای با خود می‌برند!  دکترعلی مطهری در تاریخ این کشور به‌عنوان یک آزاده باقی خواهد ماند و اینگونه درباره او حرف‌زدن، وی را نزد مردم محترم‌تر و محبوب‌تر خواهد نمود.
سایت انتخاب 16 بهمن 93
پی نوشت:
قل اعوذ برب الناس...
پناه می برم به خدا
 جناب آقای رجایی! خیلی ها در این کشور سالهاست که حالشان خوب نیست و با شما همدرد و همنوایند. خیلی ها از این همه بی اخلاقی و جهالت و کینه توزی و عنادورزی ها و اغراض نفسانی در سخن ها و گفتارها و نوشتارها و قضاوتها رنج می برند اما افسوس که چه می توان کرد؟ هیچ! 
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل ...
البته همیشه عده ای از مردم و دوستان شفیق دلسوزانه انسان را از این مقولات برحذر می دارند و سخنانی از این قبیل را یک مشت حرفهای بی حاصل و اعصاب خرد کن و دعواهای سیاسی و صنفی و جناحی دانسته و از سر دلسوزی و خیرخواهی به آدم اندرز می دهند که :مرد حسابی! مگر مغز مفت و اعصاب زیادی داری که می روی در فاز سیاست و روح و روانت را خرد و خاکشیر می کنی.
اما به پیر و پیغمبر قسم که در اینجا اصلا بحث سیاست و سیاست ورزی نیست. سخن بر سر دین و اخلاق ملتی بینوا است که به تاراج می رود و یاری کننده ای نیست که آن را یاری کند. بحث بر سر اخلاق و ارزشهایی است که تمدن غرب چند صد سال است می خواهد آن را از چنگ ما برباید اما نتوانسته است ولی ما خودمان داریم آن را بر باد می دهیم.  
بر اهل دیانت و بصیرت پوشیده نیست که سخنان شخصی مثل حمید روحانی حرفها و شعارهای سیاسی یک بچه احساساتی و یک جوان لایعقل در وصف فلان و بهمان نیست که قابل اغماض باشد. بلکه سخنان تندی از این قیبل سرانجامش سقوط یک ملت و سقوط یک فرهنگ و سقوط اخلاق و تقوی و تشرع و دیانت در این کشور کهن و این سرزمین مسلمان است. بحث بر سر خانه ای است که از پای بست دارد ویران می شود. سخن بر سر عدم تقوی و الگوهای نامناسبی است که به ملت و جوانان ما نیز سرایت کرده و آنها را دارد از اخلاق تهی می کند. بحث بر سر گندیدن نمکی است که دلمان را به آنها خوش کرده ایم که ما را از گندیدن نجات دهد... بحث بر سر این است که باید در عصر آخرالزمان پناه ببریم به خدا از شر نفس اماره. پناه ببریم به خدا از جهالت و هوا پرستی و افراط و تفریط. پناه ببریم به خدا از شر نیش های زبان و قلم هایمان . به خدا پناه ببریم از شر شیطان....
قل اعوذ برب الفلق...
+ نوشته شده در شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت توسط محمد غلامی |

مطالب قدیمی‌تر