تبليغاتX
بهانه های دلتنگی

 

درباره كساني كه مي خندند به سرعت وصراحت قضاوت نكنيد .

چرا كه خنده همه از روي شادي نيست ،شايد هزار و يك علت

داشته باشد ولي گريه بجز يك معني ندارد. از اين رو گفته اند :

كساني كه گريه مي كنند يك درد دارند وكساني كه مي خندندهزار

درد. بقول صادق هدايت در زندگي آدم زخمهايي است كه درانزوا

روح انسان را مثل خوره مي خورد و مي تراشد اين دردها را 

نمي توان به كسي اظهار كرد ، حتي به نزديكترين اشخاص ،

چرا كه نه آن را مي فهمند و اگر بفهمند نمي توا نند كاري بكنند .

 دراينجاست كه آدمها هر كس به فرا خور روح خود و شخصيت

خود و اندوخته ها و يا فته هاي خود به عكس العملي پناه مي برد

 و خود را تسكين ميدهد ويا وفق مي دهد . واز همين جاست كه

راه آدمها و منش آنها و رفتار آنها رنگ و بوي خاصي پيدا كرده

و تفاوتها و نگرشهاي متفاوت وياعجيب و غريب پيدا مي شود .

 يكي را به انزوا ويكي را به  هنر و مطالعه و يكي را به سفر و

ترك يار و ديار و ديگري را به انتقام ، يكي را به خنده ويكي را

به گريه و آن ديگر را به بي خيا لي و فرا موشي و... سوق

مي دهد .

نظر شما چيست ؟ آيا تا به حال از اين زاويه انديشيده ايد؟....

 **********

الا اي باد شبگيري بگو آن ماه مجلس را

تو آزادي وخلقي در غم رويت گرفتاران

گر آن عيار شهر آشوب روزي حال من پرسد

بگو خوابش نمي گيرد به شب از دست عياران

     

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه سی و یکم شهریور 1385 و ساعت |
 
آه ،... اي اشتياق بي پايان

تو بيا تا كه عشق جان گيرد

وقتي كه تو نيستي ، لحظه ها و ثانيه ها چه  بي رحمانه از من بيقرار انتقام مي گيرند .

 

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 و ساعت |

 

اول دفتر به نام ايزد دانا

صانع و پروردگار حي توانا

اين وبلاگ تقديم به توست . تو كه ،

هر چه خوبان همه دارند تو تنها داري .

همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويي

چه زيان تو را كه من هم برسم به آرزويي

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385 و ساعت |