تبليغاتX
یک حرف از هزاران

 

 يادمه تو مدرسه يكي از بچه ها به يكي ديگه گفت : تو چقدر خر خوني ؟

معلم گفت : اون خر خون نيست تو خري كه نمي خوني !

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 و ساعت |

 

يادمه يه روز يكي از بچه ها تو كلاس مي گفت : بچه ها به جاي ولگردي و

الافي تو خيابونا يه كم درس بخونيد بلكه آدم بشيد !

يكي از بچه ها گفت : با اين حرفا ما خر نمي شيم !

معلم گفت : نگو ما خر نميشيم بگو آدم نميشيم !!

 

+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت |

 

يادمه تو مدرسه يكي از بچه ها تو كلاس مي گفت : بچه ها من سبيل دارم !

معلم گفت : اين كه همش دو بيل و يه خاك اندازه !

+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت |