تبليغاتX
یک حرف از هزاران -

 

اي نسل اسير وطنم!

 

تو مي داني و همه مي دانند كه زندگي از تحميل لبخندي بر لبان من، ازآوردن

برق اميدي در نگاه من، از برانگيختن موج شعفي در دل من عاجز است.

تو ميداني و همه ميدانند كه شكنجه ديدن بخاطر تو ، زنداني كشيدن بخاطر

 تو و رنج بردن به پاي تو تنها لذت بزرگ زندگي من است ، از شادي

 تست كه من در دل ميخندم از اميد رهايي تست كه برق اميد در چشمان

 خسته ام مي درخشد و از خوشبختي تست كه هواي پاك سعادت را در

 ريه هايم احساس ميكنم. نمي توانم خوب حرف بزنم ، نيروي شگفتي كه

 در زير اين كلمات ساده و جمله هاي ضعيف و افتاده پنهان كرده ام،

درياب ! درياب !

من تو را دوست دارم . همه زندگيم و همه روزها و همه شبهاي زندگيم ،

هر لحظه از زندگيم ، بر اين دوستي شهادت مي دهند ، شاهد بوده اند وشاهد

هستند . آزادي تو مذهب من است . خوشبختي تو عشق من است . آينده تو

 تنها آرزوي من است...

 

استاد دكتر علي شريعتي

+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 و ساعت |