مربوط يا نامربوط ، مسئله اين است
عمر گر خوش گذرد زندگي نوح كم است
ور به سختي گذرد نيم نفس بسيار است
نه خداييش شما كه زور زديد و خدا سال درس خونديد تا ديپلم گرفتيد مي تونيد بگيد چه حرفي خوبه چه حرفي بده چه حرفي حسابي و كدومش ناحسابيه؟
يكي تو اين دنيا از رنگ قرمز خوشش مياد واونو سرورهمه رنگها ميدونه يكي براي رنگ آبي شاهرگ خودشم مي زنه يكي از صورتي خوشش مياد يكي از سياه ووو.... آخه رو چه حسابي ؟ يكي از قرمه سبزي حالش به هم ميخوره اما يكي ديگه تمام عشقش قرمه سبزيه .
يكي از هر چي كتابه بدش مياد يه خل و چلي مثل من هم هر چي گيرش مياد ميده كتاب مي خره
يكي همه چيزرو خرافات مي دونه يكي هم به هرچرندياتي معتقده بدون اينكه يه ذره كله پوكش رو به كار بندازه و فكر بكنه . آدمي هست كه جون به جونش بكني تا يه روز با كلاس و با كت و شلوار و موقر و اتو كشيده بگرده و يه بار شونه به موهاي بي صا حب مونده اش بزنه عمرا به خرجش نميره يكي هم پيدا ميشه كه سرش بره اتوي شلوارش نميره . يكي از مردم آزاري كيفي ميكنه كه شيرين و فرهاد هم اونقدر كيف نمي كردن ويكي هم هست كه از كشتن يه مورچه عذاب وجدان مي گيره . يكي هست كه هر چي شعر و موسيقي و فلسفه و ادبياته چرند و مزخرفات مي دونه يكي هم هست خيال مي كنه اگه سعدي و حافظ و گوته و بتهون و تولستوي نبودند يكي از ستون هاي كهكشان راه شيري فرو مي ريخت . جالب اين جاست كه وقتي با هر كدوم از اين آدمها كه حرف مي زني اينقدر برات ادله قرص و محكم رديف مي كنن كه سرت گيج ميره و با خودت مي گي حق با اونه . خوب حالا شما پيدا كنيد پرتقال فروش را........

