تبليغاتX
یک حرف از هزاران - مربوط يا نا مربوط
 

مربوط يا نامربوط ، مسئله اين است

 

عمر گر خوش گذرد زندگي نوح كم است

ور به سختي گذرد نيم نفس بسيار است

 هر چي دارم فكر مي كنم كه اصلا چه ربطي داشت و براي چي اين شعرو نوشتم يادم نمياد . شايد همينطور طبق عادت براي اينكه حرفي زده باشم شايدم ، آهان يادم اومد . من يه وبلاگ دارم و بايد هر بار يه چيزايي توش بنويسم حالا با ربط و بي ربطش چه فرقي مي كنه مگه همه آدمها وقتي حرف مي زنن حرفاشون ربط داره كه اين يكي داشته باشه يا مثلا اگه حرف با ربطي مي زدم چه اتفاقي مي افتاد .  اين همه آدم حسابي هر روز دارن يقه خودشونو جر ميدن تا يه ذره حرف حساب حالي بعضي ها بكنن مگه به خرج كسي ميره ؟!! . تازه امروز يه كم مي خوام متفاوت باشم . اصلا خدا وكيلي شما مي تونيد بگيد ملاك ربط وبي ربط چيه ؟

 نه خداييش شما كه زور زديد و خدا سال درس خونديد تا ديپلم گرفتيد مي تونيد بگيد چه حرفي خوبه چه حرفي بده چه حرفي حسابي و كدومش ناحسابيه؟

 يكي تو اين دنيا از رنگ قرمز خوشش مياد واونو سرورهمه رنگها ميدونه يكي براي رنگ آبي شاهرگ خودشم مي زنه يكي از صورتي خوشش مياد يكي از سياه  ووو.... آخه رو چه حسابي ؟  يكي از قرمه سبزي حالش به هم ميخوره اما يكي ديگه تمام عشقش قرمه سبزيه .

يكي از هر چي كتابه بدش مياد يه خل و چلي مثل من هم هر چي گيرش مياد ميده كتاب مي خره

يكي همه چيزرو خرافات مي دونه يكي هم به هرچرندياتي معتقده بدون اينكه يه ذره كله پوكش رو به كار بندازه و فكر بكنه . آدمي هست كه  جون به جونش بكني تا يه روز با كلاس و با كت و شلوار و موقر و اتو كشيده بگرده و يه بار شونه به موهاي بي صا حب مونده اش بزنه عمرا به خرجش نميره يكي هم پيدا ميشه كه سرش بره اتوي شلوارش نميره .  يكي از مردم آزاري كيفي ميكنه كه شيرين و فرهاد هم اونقدر كيف نمي كردن ويكي هم هست كه  از كشتن يه مورچه عذاب وجدان مي گيره . يكي هست كه هر چي شعر و موسيقي و فلسفه و ادبياته چرند و مزخرفات مي دونه يكي هم هست خيال مي كنه اگه سعدي و حافظ و گوته و  بتهون و تولستوي نبودند يكي از ستون هاي كهكشان راه شيري فرو مي ريخت . جالب اين جاست كه وقتي با هر كدوم از اين آدمها كه حرف مي زني اينقدر برات ادله قرص و محكم رديف مي كنن كه سرت گيج ميره و با خودت مي گي حق با اونه . خوب حالا شما پيدا كنيد پرتقال فروش را........

 بد بخت پرتقال فروش نمي دونم اين وسط چه گناهي كرده كه همه زرتي مي خوان دنبال اون مادر مرده بگردن . شايد به حساب اينكه به كرمان كنه كرد آهنگري به كاشان زدند گردن مسگري

 بيا اين هم شاهد از غيب رسيد هميشه در كرمان يكي كاري مي كرده به كاشان گردن يه بد بختي رو مي زدن به نظر شما باز هم بايد حرفا به ربطي داشته باشن؟؟؟!!!

 خودمونيم عجب فيلسوفي شدم امروز ها!!!!!

 خوب عزيزان بيننده و شنونده و خواننده و نويسنده تا سلامي ديگر بدرود .

+ نوشته شده توسط محمد در دوشنبه هجدهم دی 1385 و ساعت |