چند روز پیش داشتم داستان زندگی و مرگ جردانو برونو دانشمند فیلسوف و کیهان شناس و عارف مسلک ایتالیایی قرن 16 را می خواندم و از عظمت روح برخی انسانها امثال این دانشمند دچار حیرت و شگفتی شدم. این دانشمند بزرگ معتقد بود روح خداوندی در جسم مادی این جهان دمیده شده و همه ذرات جهان روح و حیات دارند همان چیزی که قرآن هم بارها بدان تصریح کرده و گفته است که ذرات جهان همه تسبیح خدا را می گویند. کلیسا به علت همین عقاید و افکار بدیعش او را محکوم و مرتد دانست و او را محاکمه و شکنجه کرد و از او تقاضای توبه و پس گرفتن عقایدش را کرد ولی او نپذیرفت و حاضر شد در آتش سوزانده شود ولی از عقاید خود برنگردد و آخر هم به توسط آنچه که جردانو آن را "جهل مقدس" می نامید در آتش سوزانده شد. و چنین مردانی موجب شدند که جهان دانش و تمدن امروز شکل بگیرد و آنها نه تنها نمردند و فانی نشدند بلکه عالم کائنات را دگرگون کردند.

انسان‌هایی هستند که برای چند روز زندگی پست و حقارت بار حاضرند تن به هر ذلتی بدهند و برده شیطان بشوند تا چند روز بیشتر به حیات حیوانی خود ادامه دهند و انسان‌هایی هم هستند که با وجود همه نبوغ و دانش و عظمتی که دارند حاضرند در راه کشف حقیقت کشته بشوند ولی با جهل و ذلت زندگی نکنند...

شما چند نفر از این گونه افراد را در اطراف خود می شناسید که هم در اوج نبوغ و اعتلا و دانش باشند و هم حیات چند روزه دنیا و زندگی در میان انسانهای جاهل و خرمقدس را به مرگ و کشته شدن ترجیح ندهند. البته جردانو برونو اولین شهید راه حقیقت نبود و آخرین آنها نیز نیست همچنانکه سقراط نیز یکی از این همین مردان بزرگ تاریخ بود که حاضر شد توسط خناسان و خفاشان تیره دل محاکمه شود و شوکران مرگ بنوشد و هزار بار بمیرد ولی دست از تبلیغ و ترویج حقیقت نکشد و زیر بار جهل و خرافه پرستی های انسانهای احمق و کودن و جانیان و ریاست طلبان دوران خود نرود...

تا ملتی دارای چنین انسانهای بزرگ و رشد یافته ای نباشد و تا نخبگان ملتی در برابر تهدیدها و وسوسه های مقام و پست و شهرت و ثروت و وزارت و ریاست بیمه نشده باشند محال است که در آن ملت تحول و شکوفایی عقل و دانش و فرهنگ و تمدن اتفاق بیفتد. البته در این سال‌های اخیر ظهور انسانهای آزاده و رشد یافته از این قبیل بیشتر شده است و کسان زیادی هستند که آزادگی خود را به پول و مقام و شهرت و وزارت و صدارت نمی فروشند و حتی از شغل خود نیز برکنار می شوند ولی در برابر ابلیس و ابالسه سرخم نمی کنند کما اینکه در زمان های گذشته نیز از این دست انسانهای وارسته زیاد بوده است اما میزان عقب ماندگی آنقدر بالاست که باید قربانیان زیادی داد و هزینه زیادی برای تحول پرداخت. انسان‌هایی همچون میرزا حسن رشدیه و امثال آن که در راه بیداری و آگاهی انسانها هزینه های سنگینی پرداختند و محرومیت‌های زیادی را تحمل کردند از تبار همین انسانهای متعالی هستند. کسانی که حاضرند بیکاری و اخراج و گرسنگی و انواع تهمتها را به جان بخرند ولی بر خلاف حقیقت طلبی و آرمان‌های انسانی گام برندارند و با آنچه که ناحق می پندارند مغازله و معاشقه نکنند اینان الماس‌های درخشانی هستند که باعث افتخار ملت خود و مایه مباهات کل بشریتند.

فاعتبروا یا اولی الابصار

نوشته شده توسط محمد غلامی در یکشنبه سوم دی ۱۴۰۲ |