و جنید گفت: صادق روزی چهل بار از حالی به حالی بگردد و مرائی (ریاکار و منافق) چهل سال بر یک حال بماند.
تذکره الاولیاء عطار نیشابوری
اروپایی ها ضرب المثلى دارند كه ميگويد: تنها احمق ها هستند كه عوض نميشوند. معنای این ضرب المثل روشن است یعنی اینکه انسان باهوش و خردمند و انسان بزرگ کسی است که مرتب عوض شود و تحول پیدا کند و رشد یابد. انسانی که دارای عقل سالم است همچون کودک که هر روز بزرگتر میشود و چیزهای جدیدی کشف میکند و شخصیتش تکامل می یابد ضرورتا باید مرتب افکار و اعمال او تکامل یابد و عوض شود و هر روز پخته تر شود. اصولا معنای توبه و بازگشت هم همین است یعنی اینکه انسان باید عوض شود تا فرد بهتری شود وگرنه اگر هر انسانی بخواهد با همان دست فرمان تا آخر عمر به پیش برود ابدا در درون او و در جان او اتفاقی نمی افتد و دری از رشد به رویش گشوده نخواهد شد. در زبان فارسی اما با اين معنا و مضمون ضرب المثلى نداریم و یا لااقل من ندیده ام. بلكه برعكس، ضرب المثلی وجود دارد كه ميگويد : حرف مرد يكى است! یعنی در فرهنگ فارسی گویا عوض شدن معنای مذمومی دارد و هر عوض شدنی به سست عنصری یا بوقلمون صفتی و بی پرنسیپ بودن و پایبند نبودن به اصول تعبیر می شود و حداقلش این است که مردم در فرهنگ ایرانی اصلا به عوض شدن و تغییر کردن بها و اعتبار و افتخاری قائل نیستند. بنابراین از ضرب المثلهای نه چندان مفید و نه چندان حکیمانه همین ضرب المثل است که می گوید مرغ یک پا دارد و حرف مرد یکی است. هر چند این ضرب المثل بیشتر ناظر به زندگی اجتماعی و عمل به تعهد و قول و قرارهای روزمره است اما این ضرب المثل طبیعتا چندان انسان را تشویق به تحول و تغییر نمی کند و ناخودآگاه گویا انسانها را به پافشاری کردن بر رفتار و عقاید غلط بیشتر تشویق می کند تا اصلاح کردن فکر و رفتارهای غلط و ناقص که قبلا داشته است.
بنابراین آنجا كه مقاومت در برابر تغيير و لجبازى در پذيرش اشتباه ريشه اى فرهنگى مى يابد آیا مى توان به آسانی از چنین عقاید و باوری دست برداشت و به فرزندان و نسلهای آینده تحول و تغییر در رفتار و کردار را آموزش داد و به فردايى بهتر از دیروز خوشبين بود و انسانها را تشویق به قبول مسئولیت و پیمودن مسیر رشد و تحول کرد؟
عزت الله ضرغامی وزیر میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی در واکنش به ماجرای انتقال کتیبه کوروش به سرزمین های اشغالی به تابناک گفت: این کتیبه متعلق به ملت ایران و تمدن جهانی است و چنین تصمیمی از سوی موزه بریتانیا قطعا صحیح نیست بنابراین ما در حال پیگیری حقوقی این موضوع هستیم... تابناک 10 بهمن 1402
پانوشت
جسارتا محضر مبارک مستطاب نواب علیه جناب عزت الله خان ضرغامی ادام الله میراثه و اطال الله صنایعه! به عرض می رساند شما و سایر احباب و رفقای هم جناحی تان که از ابتدای خلقت و از روز الست به جناب کوروش و داریوش و نادرشاه و خشایارشاه و رضاشاه و غیرهم اعتقادی نداشته و ندارید و هیچ علاقه و مباهاتی هم به میراث و تمدن آنها و تخم و ترکه شان ندارید و مدفن و مقبره آنها را هم خوش ندارید ببینید فلذا چه تفاوت می کند کتیبه کوروش کبیر در سالن موزه های ایران باشد یا در زیرزمین انباری میرزا یعقوب در سرزمینهای اشغالی... ها بله؟! غیر از این است؟
مضافا اینکه تصور نمی کنم با انتقال کتیبه مبارکه کوروش کبیر به این مملکت فخیمه از میزان مهاجرت ایرانیان به بلاد فرنگ کاسته شود و یا دلار از قیمت 58 هزار تومان به 7 تومان برسد و یا اینکه نرخ تزویج و زاد و ولد افزایش یابد و یا طایفه نسوان خود را به سلک چادر و چاقچور و حجاب و عفاف مزین نمایند و ایضا تصور نمی رود که با آمدن کتیبه به این سرزمین خودروهای وطنی به سیستمهای ایمنی مجهز گردند و تعداد مصدومین و مقتولین جاده های کشور به حداقل برسد و یا شایسته سالاری به جای تملق سالاری و ریاکاری بنشیند و یا ... بناء علی هذا به قول آن شاعر محترم اگر شد شد نشد نشد و خودتان را زیاد اذیت ننمایید و هیچ ضرورت ندارد فیلم عاشقان وطن و پاسداران فرهنگ و تمدن ایران باستان را بازی کنید و تئاترهای گوناگون اجرا نمایید. فلذا تمنا دارم حرف این فدوی پیرمرد ریش سفید را بشنوید و بگذارید مستکبران دنیا با این قبیل خزعبلات و با مشتی سنگ و چوب آنتیک و اینجور عتیقه بازیها خوش باشند و در وادی ضلالت و گمراهی بگذرانند و شما وقت با ارزشتان را درگیر چند تا کتیبه و نوشته بی ارزش نکنید و فقط همت خود را صرف ارشاد گردشگران فرنگی نموده و با اهدای چادر و روسری و سایر امتعه و اقمشه نفیسه به سیاحان خدانشناس بلاد کفر آنها را به صراط مستقیم هدایت نمایید باشد که آنان نیز همچون ما به طریق راستی بگرایند و همچون ما مردم باشکوه ایران زمین عاقبت بخیر گردند...
زیاده عرضی نیست.
حکیم الممالک
غبار غصه
چه شد که ماه مراد از کرانه ای نرسید
شبی رسید و حریف شبانه ای نرسید
از آنکه نام خوشش نقش لوح گردون بود
به دست خاک نشینان نشانه ای نرسید
چگونه ریخت شفق خون روشنایی را
که پای صبح به هیچ آستانه ای نرسید
چنان ز پنجه بیداد شور نغمه گریخت
که بانگ چنگ به داد ترانه ای نرسید
غبار غصه بر آیینه ها فرود آمد
ولی نسیم نشاط از کرانه ای نرسید
به اشک پنجره دمسردی خزان خندید
لهیب آه گل از گرمخانه ای نرسید
مگر بهار جوان را سلامت از کف رفت
که پیر گشت و به وصل جوانه ای نرسید
زمین سخاوت خورشید را به سخره گرفت
که آب صافی نورش به دانه ای نرسید
چنان پرنده مهر از خدنگ کینه گریخت
که هر چه رفت به هیچ آشیانه ای نرسید
مرا به پاس وفا پایمال دشمن کرد
به دست دوست به از این بهانه ای نرسید
نادر نادر پور
قال رسول الله صلی الله علیه و آله سیأتی علی الناس زمان لایبقی من القرآن الا رسمه و من الاسلام الا اسمه، یسمون به و هم ابعد الناس منه، مساجدهم عامره و هی خراب من الهدی فقهاء ذالک الزمان شر فقهاء تحت ظل السماء، منهم خرجت الفتنه و الیهم تعود. کتاب کافی ج 8 ص 308 چاپ اسلامیه
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : زمانی بر مردم خواهد آمد که از قرآن باقی نمی ماند مگر خط آن و از اسلام باقی نمی ماند مگر نام آن، مردم در آن زمان از نظر اسم و ظاهر مسلمانند ولی آنان دورترین انسانهای زمین از تعالیم اسلامند مساجدشان آباد ولی دلهاشان خراب است فقیهان در آن زمان بدترین فقیهان در زیر آسمانند و از آنها فتنه بیرون می آید و به آنان باز می گردد.