حکمتهایی از دنیای مجازی 14

معلم انشا: تعطیلات عید را چگونه گذراندید؟

دانش آموز: به نام خدا، رختخواب را جمع می کردیم سفره را پهن می کردیم سفره را جمع می کردیم رختخواب را پهن می کردیم

********

بیهوده سعی نکنید به جایی برسید اگر جایی صلاح بداند خودش به شما می رسد.  ضرب المثل شیرازی

********

دزد چقدر تو مملکت زیاد شده! دیشب تو بازداشتگاه جا نمی شدیم!

********

می گویم چرا سرت را هنوز خیس نکرده شامپو می زنی می گوید روش نوشته برای موهای خشک! 

********

ورزش صبحگاهی همونطور که از اسمش پیداست یعنی ورزش صبح اونم گاهی! همیشه که نه! گاهی.

********

یا دارم به گوگل ثابت می کنم ربات نیستم یا به بابام ثابت می کنم سیگاری نیستم یا به مامانم ثابت می کنم گرسنه نیستم

*********

یه مدتی هم مامانم می گفت آشپزخونمون خیلی کوچیکه بابام یه دستبند طلا براش خرید دیگه آشپزخونمون کوچیک نبود

 

********

محبت را از آبشار بیاموز که خود سقوط کرد اما…

حالا اما شو نمیدونم

ولی تو حالا بیاموز کاریت نباشه

********

آﻗﺎ ﻣﺎ ﯾﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺍﯾﻨﺎ ﺳﻪ ﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﺭﻥ ﺳﻪ ﻗﻠﻮ

ﯾﻌﻨﯽ ﻻﻣﺼﺒﺎ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﭙﯽ ﭘﯿﺴﺘﺸﻮﻥ ﮐﺮﺩﯼ …..ﺣﺎﻻ ﺍﺳﻤﺎﺷﻮﻥ: ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﭘﺮﯾﺴﺎ ﭘﺮﯾﺎ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﺮﺳﻪ ﺗﺎﺷﻮﻥ ﻣﯿﮕﻦ ﭘﺮﯼ !!!! ﮐﻼ ﻣﻠﺘﯽ ﺭﻭ ﺳﺮﮐﺎﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ حالا ﭼﻨﺪ ﻭقت ﭘﯿﺶ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﮐﻨﻪ؛داداشم ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺤﮑﻢ ﮐﺎﺭﯼ کنه، ﺭﻓﺘه ﺑﻪ هر ﺳﻪ ﺗﺎﺷﻮﻥ ﺗﺒﺮﯾﮏ گفته؛ ﺑﻌﺪﺍً فهمیده ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﮐﻪ ﻋﺮﻭﺳﻢ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺗﺒﺮﯾﮏ گفته ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻦ ﻫﯿﭽﯽ، ﺗﻮ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ می گم: ﻓﮏ ﮐﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﺩاماﺩﻩ ﺑﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﺗﺎ،ﺩﻩ ﺑﯿﺲ ﺳﯽ چهل ﮐﺮﺩﻩ ! ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ فرموده! ﺍﺧﻪ ﺍﯾﻨﺎ ﮐﻪ ﺍﺻﻼ ﺑﺎﻫﻢ ﻓﺮﻕ ﻧﺪﺍﺭﻥ!

ﺑﺎﺑﺎمم ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﻣﯿﮕﻪ: ﺧﺎﮎ ﺗﻮ ﺳﺮﺕ ﺑﭽﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﺼﻔﻪ ﺗﻮست ﺭﻓﺘﻪ ﯾﻪ ﺯﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺯﺍﭘﺎﺱ، ﺗﻮ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪﭘﻨﭽﺮﺷﻢ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﮕﯿﺮﯼ؟

********

دختره تو هواپیما داشت با موبایل صحبت میکرد…

مهماندار گفت : حرف زدن شما با تلفن اینجا ممنوعه

دختره به دوستش میگه : اینجا حرف زدن ممنوعه ، تو حرف بزن من گوش میدم

********

 ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻗﻔﻞ ﮔﻮﺷﻴﺸﻮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺭﻭ ﺣﺎﻟﺖ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﭼﻬﺮﻩ … ﺭﻓﺘﻪ ﺣﻤﻮﻡ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﺩﻳﮕﻪ ﻗﻔﻠﺶ ﺑﺎﺯ ﻧﺸﺪﻩ

******** 

مکالمه دخترا با مامانشون:

الو سلام مامان ….. باشه ..باااشه .باااااشه …….. باااااااااشششششه .باااااشه دیگه ……..وای باشه خداحافظ

********

دهه هشتادیا دارن پدر مادر میشن. دهه شصتیا هنوز موندن فلسفه وجودیِ ازدواج چیه؟!

********

 استاد: در حرکت پرتابی با چه زاویه ای بیشترین برد را خواهیم داشت؟

دانشجو : ۴۵ درجه

استاد : افرین. چرا؟

دانشجو: چراشو نمیدونم استاد!توی انگری بردز اینطوریه!

نوشته شده توسط محمد غلامی در چهارشنبه هجدهم فروردین ۱۴۰۰ |