از آدولف آیشمن تا پدر بابک خرمدین؛ در خطرات خانواده و اخلاق

در احوال آدولف آیشمن، مسئول جنایتکار "ادارۀ امور مربوط به یهودیان" در حکومت هیتلر، نوشته‌اند که وقتی آیشمن در زندان بود، کسی یک رمان برایش می‌فرستد و آیشمن خواندن رمان را آغاز می‌کند، ولی یک روز بعد، کتاب را به زندانبان پس می‌دهد. زندانبان از آیشمن پرسید ظرف یک روز این کتاب قطور را خواندی؟ آیشمن می‌گوید: «نه، نخواندمش. این رمان غیر اخلاقی است.»
ظاهرا رمان ارسال شده برای آیشمن، حاوی صحنه‌ها و توصیفات اروتیک بود و آیشمن به همین دلیل آن را غیر اخلاقی دانست و از خواندنش اجتناب کرد. آیشمنی که یکی از مسببین اصلی کشته شدن چند میلیون یهودی در حکومت هیتلر بود، این کارش را غیر اخلاقی نمی‌دانست ولی خواندن یک صفحۀ اروتیک از فلان رمان را غیر اخلاقی می‌دانست.
حکایت پدر بابک خرمدین هم شبیه قصۀ آیشمن است. این پیرمرد عجیب، بر فرض که راست گفته باشد، دختر و پسرش را بابت نقض "اخلاقیات جنسی" کشته است ولی کشتن فرزندانش را، آن هم به آن شکل فجیع، غیر اخلاقی نمی‌داند و تازه به این کارش مفتخر است و ظاهرا افسوس می‌خورد که چرا فرصت نکرده آن یکی دخترش را هم بکشد!

تازه درخشان ترین قسمت داستان که ماجرا را گل و بلبل و امیدوارکننده تر می کند آن است که روانپزشکان اعلام کرده اند که این پدر و مادر قسی القلب از سلامتی روانی کامل برخوردارند. ببینید استانداردهای بهداشت روانی در این مملکت راقیه چقدر ترقی کرده است که قاتلان سریالی به عنوان انسانهای سالم شناخته می شوند. با این اظهار نظر روانشناسان، انسان در این کشور به خودش امیدوار می شود. زیرا که اگر این دو قاتل حرفه ای سلامت روانی داشته باشند به سایر مردم که هر روز در منازل و خیابانها یا هم جنگ و مشاجره دارند ولی دستشان هنوز به خون هم آلوده نشده است می توان نشان لیاقت و مدال افتخار داد و بلکه بعید نیست آنها را بتوان به پیامبری برگزید!

الحق که معیار سلامت روانی مان و اعتبار مدارک دانشگاهی مان و استاندارد بودن کالاهایمان و میزان بهره وری و وجدان کاری مان با میزان  سرانه کتابخوانی مان و کیفیت و اندازه اختلاسهایمان همه به هم می آیند. فتبارک الله! خسته نباشیم!

نوشته شده توسط محمد غلامی در شنبه یکم خرداد ۱۴۰۰ |