میخائیل گورباچف آخرین رهبر شوروی و صدر هیئت رییسه اتحاد جماهیر شوروی (ابرقدرتی که اکنون دیگر وجود خارجی ندارد و روسیه کنونی از آن بر جای مانده است) دیشب در سن 91 سالگی درگذشت. او کسی بود که با شجاعت و بینش خاص و عمیق خود در حساس ترین برهه تاریخی یک ملت به یک جراحی دردناک تن داد و دست به بازسازی اقتصادی ( پروستریکا) و اصلاحات سیاسی و دمکراتیزه کردن کشور (گلاسنوست) زد و می خواست شوروی را از ضعف و ناتوانی و حالت احتضار بیرون بیاورد اما در عمل چنین نشد زیرا که کار شوروی از این حرفها گذشته بود. لذا اقدامات اصلاحی گورباچف و بازکردن فضای سیاسی در پشت پرده آهنین کمکی به این نظام پوسیده نکرد و اقدامات اصلاحی او ( بخصوص با تردستی و کودتای یلتسین رییس جمهور وقت فدراتیو روسیه) ناگزیر به فروپاشی شوروی و پایان دوران جنگ سرد بین جهان غرب و بلوک شرق در سال 1990 انجامید و همه این رویدادها توانست به حکومت ضد دینی و ضد مردمی شوروی مهر باطل شد بزند و نظام دیکتاتوری و سراسر زیان و خسران و خشونت را مختومه کرده و به صف آرایی های طولانی و پرهزینه جنگ سرد بین دو ابرقدرت پایان دهد.

گورباچف مثل نیوتن و انیشتین هیچ قانون علمی و فیزیکی را کشف نکرد و مثل بتهون و باخ هم نابغه هنری نبود اما یادش به نیکی در تاریخ ماند و جایزه صلح نوبل دریافت کرد، فقط بخاطر اینکه همچون اسلاف خشک مغز و مستبد خود عمل نکرد و اینکه سایه جنگ اتمی را از روی سر جهانیان حد اقل برای مدتی دور کرد. او به حفظ مقام و منصب خود نیندیشید و نجات ملی را بالاتر از حفظ ریاست و موقعیت خود دید.

مهم تر اینکه گورباچف و لنین و استالین سه رهبر بزرگ شوروی هر سه مردند اما از لنین و استالین میراثی جز کشتارهای ملیونی و لعنت و دیکتاتوری و خشونت و نفرت و ویرانی بی ثمر چیزی بر جا نماند(همان کاری که اکنون پوتین دارد آن را بازتولید می کند) اما از گورباچف نامی دیگر برجای ماند و نام او به عنوان معمار اصلاحات و موسس دنیایی بهتر در تاریخ به ثبت رسید که هم مایه تحسین رهبران جهان است و هم مایه عبرت رهبران جهان.

تا هست رهبرانی از این قماش در جهان پدید آیند که بتوانند نفرتهای تلنبار شده در مغز انسانها را بشویند و به چیزی فراتر از خشم و دیکتاتوری و انحصار بیندیشند.

برای خالی نبودن عریضه خاطره ای را که از او در یکی از دیدارهای مردمی نقل شده می آوریم:

می گویند در یکی از دیدارهای عمومی که در بین جمعی از مردم حاضر شده بود زنی با او دست داد و به او گفت جناب رییس سعی کنید کمی بیشتر به مردم نزدیک شوید. گورباچف گفت: خانم! از این بیشتر نزدیک بشویم مردم حرف در می آورند!

نوشته شده توسط محمد غلامی در چهارشنبه نهم شهریور ۱۴۰۱ |