دیروز صفحه اول روزنامه های جهان را تصویر درشت مرد سیاهپوستی پوشانده بود که با روسپیدی از این جهان رخت بربست و جهان سیاست را به عزای خود نشاند. نلسون ماندلا مبارز سیاهپوست اهل آفریقای جنوبی آنچنان زیست که بعد از مرگش مسلمانان می خواستند به زمزم او را بشویند و هندویان او را بسوزانند.
چنان با نیک و بد سرکن که بعد از مردنت عرفی
مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند
این مبارز و سیاستمدار بزرگ که سالهای جوانی راعلیه تبعیض نژادی جنگید با وجود تحمل 27 سال زندان سفیدپوستان، هرگز پس از آزادی کینه توزانه کشورش را به آتش نکشید و عنادورزی با سفید پوستان چشم حقیقت بین او را کور نکرد و نژادها را به جان هم نینداخت و کاملا مسالمت جویانه با دیگرهموطنان سفید پوست خود تعامل کرد. او مصداق کامل این شعر بلند حافظ بود که:
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دستان مروت با دشمنان مدارا
این مرد بزرگ از الگوهای بزرگی بود که باید سیاستمداران جهان تا ابد از او بیاموزند.
ماندلا در سال ۱۹۹۴ به ریاست جمهوری آفریقای جنوبی برگزیده شد و به عنوان رئیسجمهور از ماه می۱۹۹۴ تا ژوئن ۱۹۹۹، رهبری انتقال از فرمانروایی اقلیت سفید پوست و آپارتاید را بر عهده داشت، یکی از سرمشق هایی که او به جهانیان داد این بود که پس از پایان ریاست جمهوری عطای کرسی ریاست را به لقای آن بخشید و همچون موجود تشنه قدرت به ریاست نچسبید و به خاطر آن کسی را تکه پاره نکرد و آزادمنشانه و بزرگ اندیشانه قدرت را به اهلش واگذارد. چیزی که در جهان سوم و در کشورهای آفریقایی و در میان سیاستمداران وطنی خودمان کمتر یافت می شود.
ماندلا اگر چه رسما مسلمان و صوفی و عارف به معنی اصطلاحی آن نبود ولی در حقیقت عارف مسلکی بود که مرگش همه را مبهوت و شگفت زده کرد و جز نیکی و نیکنامی از او چیزی به یادگار نماند. او کسی بود که این غزل لسان الغیب را عینیت و تحقق بخشیده بود:
بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
بیار باده که بنیاد عمر بر بادست
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست
مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
که این عجوز عروس هزاردامادست
جملات زیر منسوب به این مرد بزرگ است:
هر روز صبح در جنگل آهوئی از خواب بیدار میشود که میداند باید از شیر تندتر بدود تا طعمه او نگردد ، و شیری که میداند باید از آهوئی تندتر بدود تا گرسنه نماند. مهم نیست که شیر باشی یا آهو ، با طلوع هر آفتاب با تمام توان آماده دویدن باش.
زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید .
موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن .
بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی .
کوچک باش و عاشق.. که عشق می داند آئین بزرگ کردنت را ...
ما زاده شده ایم تا شکوه و بزرگی خداوندی را که در درونمان است،آشکار سازیم و این امر،همه ی انساتها را در بر میگیرد.
اگر قرار باشد خون را با خون شست دچار بدبختی میشویم ،ببخشیم اما فراموش نکنیم!
شجاعت مترادف نترسیدن نیست،بلکه شجاعت به معنای غلبه بر ترس است .
براي آنکه مانع احساس عدم امنيت ديگران در اطرافمان باشيم ، خود را از انظار دور مي سازيم . اما اين کار ما را به جايي نمي رساند . ما متولد شده ايم که شکوه و عظمت خداوند را به نمايش در آوريم . چيزي که در درون ماست . نه در درون برخي از ما ، بلکه در درون تک تک ما . و زماني که به اين نور درونمان اجازه تابيدن مي دهيم ، ناآگاهانه به ديگران نيز اجازه چنين کاري را مي دهيم .
آزادی به بریدن زنجیرها از دست و پا خلاصه نمی شود ،آزادی به احترام گذاشتن آزادی دیگران نیز نیاز دارد.
از خدا پرسیدم: خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟
خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،
با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .