مصرف‌گرايي يعني خودروی گران‌قيمت سوار شوي، اما بعضي روزها آن‌قدر پول نداشته باشي كه بتواني حتي بنزين بزني، يعني پنج نفري توي آپارتمان 60 متري لوليدن اما در همين خانه و در آشپزخانه پنج متري يخچال سايد باي سايد نگه داشتن و در اتاق خواب آن تردميل و دوچرخه ثابت گذاشتن، يعني حاضر نباشي دوهزار تومان براي خريد يك كتاب جديد يا فيلم زيبا بپردازي، اما چند ميليون تومان براي تلويزيون ال‌اي‌دي هزينه كني و تلويزيون بالاي 40 اينچ را كه براي خانه با متراژ بالاي 500 متر است داخل خانه 50 متري بياوري. ما ظاهرمان را به هر قيمتي كه باشد، شده با قرض و قسط و هر نوع بدهكاري ديگري زيبا مي‌كنيم، اما براي درونمان و اينكه خسته و داغان و افسرده است هيچ فكري نمي‌كنيم. انگار هرچه غم‌هايمان بيشتر شود سرخاب، سفيداب صورتمان بيشتر مي‌شود! بيرونمان را هي شيك‌تر و خوشگل‌تر و باكلاس‌تر مي‌كنيم تا زشتي درونمان را بپوشانيم در حالي كه اگر درونمان را زيبا مي‌كرديم ظاهرمان با هر لباس و كيفيتي زيبا مي‌شد. مشكل ما اين است كه نمي‌دانيم زيبايي واقعي چيست و فكر مي‌كنيم همه مثل خودمان فكر مي‌كنند، در حالي كه برخی پشت صورت‌هاي رنگ و لعاب‌دار و لباس‌هاي آن‌چناني با چند بار نشست و برخاست با اين افراد به عمق وجودشان پي مي‌برند و بدي حالشان را از پشت نقاب يا نقاب‌هايي كه به صورت زده‌اند مي‌فهمند. برخي مردم ثروتمند نيستند، اما به هر قيمتي كه شده مي‌خواهند ابزارها و امكانات آن‌چناني داشته باشند. بسياري از ما فقيران پولداري هستيم كه از شدت مصرف‌گرايي و گرفتاري در جلوه‌هاي رفتاري تصنعي و اشرافيت دروغين در وضعيت انفجاريم و اين مصرف‌گرايي همه رفتارهاي ما را تحت‌الشعاع قرار داده است. در قضاوت‌ها و انتخاب‌هايمان به نفع مصرف‌گرايي و مصرف‌گراها رفتار مي‌كنيم و سعي مي‌كنيم از قافله عقب نيفتيم. براي مثال در ميهماني‌هايمان فقط دنبال نمايش دادن هستيم. فرزندانمان را به همين رويه عادت مي‌دهيم و از كودكي به آنها لوكس‌گرايي و ارزش‌گذاري به افراد ثروتمند را آموزش مي‌دهيم و مستقيم و غيرمستقيم به آنها مي‌فهمانيم ارزش و اعتبار آنها به بيشتر داشتن و بيشتر خرج كردن است و نبايد به هيچ قيمتي از ديگران عقب بمانند. ما خودمان نيستيم و حتي شبيه كساني كه از آنها تقليد مي‌كنيم هم نيستيم. يك كپي غلط و دسته هزارم از ديگرانيم و به همين دليل است كه با اين همه خرج كردن و استفاده از مواهب اين دنيا باز هم احساس مي‌كنيم هر روز حالمان بد و بدتر مي‌شود.
دکتر حسین باهر / روزنامه آرمان
نوشته شده توسط محمد غلامی در چهارشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۴ |